پاره سوم از بحث «چیستی دانشگاه» با توجه به زیرعنوان مطلب، ظاهراً بر این پرسش تمرکز دارد که آیا انگاره «جمهوری چندگونه» مقولهای امروزی است و یا مقولهای انسانی است و از اینرو، زمان و تاریخ نمیشناسد؟ میگویم ظاهراً، چون مفروض قطعی این پاره از بحث چیستی دانشگاه، این است که اصولاً چنین پرسشی نابجا و دقیق درنیافتنِ بحثِ امر انسانی است. نمیگویم غیرتاریخی، چون چنان توضیحی الزام میکند که با شواهد متقن نشان بدهیم چرا این پرسش، با این مفروض غلط همراه است که دانشگاه، یک پدیده جدید و متعلق به عصر تجدد است. جای تأسف است که گزارههای زیر، دههها و بلکه جرأت کرده و میگویم سدهها و همهجا و در بسیاری مباحث، به توارد و تسلسل مطرح میشوند: دولت، مقولهای جدید است؛ توسعه، امری همراه با تجدد است؛ فردیت، کشف جهان جدید است؛ شهروندی، اختراع تجدد است؛ تمایز بین حقوق فردی و خیرعام، ابتکار تجدد است، و امثال آن.
فرهنگ رجایی
پاره سوم از بحث «چیستی دانشگاه» با توجه به زیرعنوان مطلب، ظاهراً بر این پرسش تمرکز دارد که آیا انگاره «جمهوری چندگونه» مقولهای امروزی است و یا مقولهای انسانی است و از اینرو، زمان و تاریخ نمیشناسد؟ میگویم ظاهراً، چون مفروض قطعی این پاره از بحث چیستی دانشگاه، این است که اصولاً چنین پرسشی نابجا و دقیق درنیافتنِ بحثِ امر انسانی است. نمیگویم غیرتاریخی، چون چنان توضیحی الزام میکند که با شواهد متقن نشان بدهیم چرا این پرسش، با این مفروض غلط همراه است که دانشگاه، یک پدیده جدید و متعلق به عصر تجدد است. جای تأسف است که گزارههای زیر، دههها و بلکه جرأت کرده و میگویم سدهها و همهجا و در بسیاری مباحث، به توارد و تسلسل مطرح میشوند: دولت، مقولهای جدید است؛ توسعه، امری همراه با تجدد است؛ فردیت، کشف جهان جدید است؛ شهروندی، اختراع تجدد است؛ تمایز بین حقوق فردی و خیرعام، ابتکار تجدد است، و امثال آن.