«نصرالله پورجوادی» از معدود پژوهشگران ایران معاصر در عرصهٔ علوم انسانی است که کارهایاش سازگار با معیارهای جهانی است و تراز بینالمللی دارد. او از نسلی از فارغالتحصیلان دانشگاه تهران است که گرفتن مدرک از ایران برایشان به معنای بازی کردن در حیطهٔ محلی نبود. دانشگاه تهران در دورهٔ اوج خود دو، سه نسل طلایی در این سطح داشته است، از محمد معین و پرویز ناتل خانلری تا عبدالحسین زرینکوب و محمدرضا شفیعی کدکنی. زنانی چون سیمین دانشور و شمسالملوک مصاحب و قمر آریان هم فارغالتحصیلان همانجا و همان دورهاند. نسلهایی که اگر به طور مثال ادامهٔ تحصیلشان از مراکز دانشگاهی معتبر جهان به ایران منتقل میشد، خللی به مشارکتشان در عرصهٔ پژوهش وارد نمیشد. احمد تفضلی که با پایان یافتن امکان ادامهٔ تحصیلاش در غرب دکتریاش را از ایران گرفت و کار خود را در بالاترین سطوح رشتهاش ادامه داد، از آن نسل است، و نیز نصرالله پورجوادی که به خواست خود ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ فلسفه در آمریکا را رها کرد و در پی آنچه میجست، به ایران بازگشت ولی همواره پژوهش در حوزهٔ علایقاش را مطابق با استانداردهای دانشگاهی معتبر بهسامان رسانده است.
محمد منصور هاشمی
«نصرالله پورجوادی» از معدود پژوهشگران ایران معاصر در عرصهٔ علوم انسانی است که کارهایاش سازگار با معیارهای جهانی است و تراز بینالمللی دارد. او از نسلی از فارغالتحصیلان دانشگاه تهران است که گرفتن مدرک از ایران برایشان به معنای بازی کردن در حیطهٔ محلی نبود. دانشگاه تهران در دورهٔ اوج خود دو، سه نسل طلایی در این سطح داشته است، از محمد معین و پرویز ناتل خانلری تا عبدالحسین زرینکوب و محمدرضا شفیعی کدکنی. زنانی چون سیمین دانشور و شمسالملوک مصاحب و قمر آریان هم فارغالتحصیلان همانجا و همان دورهاند. نسلهایی که اگر به طور مثال ادامهٔ تحصیلشان از مراکز دانشگاهی معتبر جهان به ایران منتقل میشد، خللی به مشارکتشان در عرصهٔ پژوهش وارد نمیشد. احمد تفضلی که با پایان یافتن امکان ادامهٔ تحصیلاش در غرب دکتریاش را از ایران گرفت و کار خود را در بالاترین سطوح رشتهاش ادامه داد، از آن نسل است، و نیز نصرالله پورجوادی که به خواست خود ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ فلسفه در آمریکا را رها کرد و در پی آنچه میجست، به ایران بازگشت ولی همواره پژوهش در حوزهٔ علایقاش را مطابق با استانداردهای دانشگاهی معتبر بهسامان رسانده است.