بسیاری از اهل نظر و ادب و حتی تاریخنویسان معاصر ایران، مادامی که با منابع باستانی ایران مواجه میشوند، دلایل پیچیده و بعضاً فراواقعی آن را نوعی خیالپردازی تعبیر میکنند که با واقعیت خارجی و آنچه بر رویدادهای تاریخی گذشته، همخوانی ندارد. به همین علت، بسیار شنیده و خوانده میشود، که تاریخنگاری باستان ایران، نهتنها با تاریخ واقعی نسبتی ندارد، حتی امکان چنین تصوری، موجب قطع ارتباط با گذشته میشود. کمااینکه یکی از عمدهترین دلایلی که وجدان نگونبخت ایرانی یارای حیات خود را در واقعیت خارجی از دست داده است، از همین مسئله سرچشمه میگیرد؛ از این منظر که چرا ایران کماکان در وضع «لسان غیب» بهسر میبرد و تاکنون نتوانسته موفق به بازیابی و جانمایی خویش در تاریخ خود شود.
امیر برهان
بسیاری از اهل نظر و ادب و حتی تاریخنویسان معاصر ایران، مادامی که با منابع باستانی ایران مواجه میشوند، دلایل پیچیده و بعضاً فراواقعی آن را نوعی خیالپردازی تعبیر میکنند که با واقعیت خارجی و آنچه بر رویدادهای تاریخی گذشته، همخوانی ندارد. به همین علت، بسیار شنیده و خوانده میشود، که تاریخنگاری باستان ایران، نهتنها با تاریخ واقعی نسبتی ندارد، حتی امکان چنین تصوری، موجب قطع ارتباط با گذشته میشود. کمااینکه یکی از عمدهترین دلایلی که وجدان نگونبخت ایرانی یارای حیات خود را در واقعیت خارجی از دست داده است، از همین مسئله سرچشمه میگیرد؛ از این منظر که چرا ایران کماکان در وضع «لسان غیب» بهسر میبرد و تاکنون نتوانسته موفق به بازیابی و جانمایی خویش در تاریخ خود شود.