۱۲:۱۹
حدود سیاست؛ پدیدارشناسی و هستی‌شناسی سیاسی

حمید ملک‌زاده

اهمیت زیست‌جهان در این مقاله به‌اعتبار نقشی که بناست به‌عنوان مبنای هستی‌شناختی سیاست، و هر دانش تأملی دیگری، بر عهده بگیرد، تعریف شده است. بنابراین، ادعای من درباره ایده‌ای است که درباره مفهوم امر سیاسی دارم. همان‌طور که از عنوان این مقاله بر‌می‌آید، کاری که در اینجا بنا داریم انجام بدهیم، ارائه مقدمه‌ای پدیدارشناختی درباره امر سیاسی است که به‌واسطه مفاهیمی مانند بدن و بدن‌مندی ایگو از طریق کنش‌های مقوله‌ای روی‌آوردی معنابخش و البته بنیادین و بیناسوبژکتیو آنها صورت‌بندی می‌شود. در فهمی که من از هستی‌شناسی دارم، هستی‌شناسی بر مطالعه درباره چیز، آن‌گونه که در کنش‌های روی‌آوردی معنابخش ایگو یا مجموعه‌ای از ایگوها داده شده، یا ممکن است داده شود، دلالت می‌کند. چنین مطالعه‌ای براساس پدیدارشناسی استعلایی ادموند هوسرل، مطالعه درباره مفهوم آبجکتیویته خواهد بود.

نظر کاربران