کالین برد در کتاب «درآمدی بر اندیشه سیاسی» از استعاره «آسمان بدون ابر» استفاده میکند و یادآور میشود که اندیشههای سیاسی در یک «فضای آرام»، مانند یک آسمان بدون ابر، مجال ظهور پیدا نمیکنند، زیرا در نهایت با مسائلی مانند اجبار، خشونت، مبارزه سیاسی، بینظمی، و عدم یقین سیاسی و مسائلی مانند اینها، درگیرند؛ و این امور بهخودی خود مشکلسازند. به هر حال، اندیشمندان سیاسی عمدتاً کوشیدهاند چنین جوی را یا تغییر دهند و یا دستکم آن را تلطیف کنند. به همین دلیل نظریهپردازان سیاسی، از ابتدا تا امروز، همواره در پی یافتن بدیلهای قابل توجهی بودهاند تا بهیاری آنها نظریه سیاسی را تحملپذیر کنند: فرمولهای سیاسی آنان درباره چگونگی دستیابی به اهدافی مانند ثبات سیاسی، نظم سیاسی مطلوب، صلح اجتماعی و همیاری سیاسی، همه و همه در جهت تلطیف شرایط سیاسی ارائه شدهاند. حتی کسانی مانند مارکس، که اهمیت پیکار و کشمکش را در سیاست برجسته میکنند نیز در نهایت در پی یافتن بدیلی برای این وضعیتاند. طرحهای عقیدتی این اندیشمندان درواقع، مشتمل بر دفاعیهای از آنچه نظمی مطلوبتر به حساب میآورند نیز بوده است. اصولاً حرکت در این جهت، یکی از ملاکهای موجود برای تمییز دادن اندیشمندان بزرگ سیاسی از غیر آنها بوده است.
جهانگیر معینی علمداری
کالین برد در کتاب «درآمدی بر اندیشه سیاسی» از استعاره «آسمان بدون ابر» استفاده میکند و یادآور میشود که اندیشههای سیاسی در یک «فضای آرام»، مانند یک آسمان بدون ابر، مجال ظهور پیدا نمیکنند، زیرا در نهایت با مسائلی مانند اجبار، خشونت، مبارزه سیاسی، بینظمی، و عدم یقین سیاسی و مسائلی مانند اینها، درگیرند؛ و این امور بهخودی خود مشکلسازند. به هر حال، اندیشمندان سیاسی عمدتاً کوشیدهاند چنین جوی را یا تغییر دهند و یا دستکم آن را تلطیف کنند. به همین دلیل نظریهپردازان سیاسی، از ابتدا تا امروز، همواره در پی یافتن بدیلهای قابل توجهی بودهاند تا بهیاری آنها نظریه سیاسی را تحملپذیر کنند: فرمولهای سیاسی آنان درباره چگونگی دستیابی به اهدافی مانند ثبات سیاسی، نظم سیاسی مطلوب، صلح اجتماعی و همیاری سیاسی، همه و همه در جهت تلطیف شرایط سیاسی ارائه شدهاند. حتی کسانی مانند مارکس، که اهمیت پیکار و کشمکش را در سیاست برجسته میکنند نیز در نهایت در پی یافتن بدیلی برای این وضعیتاند. طرحهای عقیدتی این اندیشمندان درواقع، مشتمل بر دفاعیهای از آنچه نظمی مطلوبتر به حساب میآورند نیز بوده است. اصولاً حرکت در این جهت، یکی از ملاکهای موجود برای تمییز دادن اندیشمندان بزرگ سیاسی از غیر آنها بوده است.