دکتر احمد ساعی فراتر از یک چارچوب آکادمیک-اداری بود. مهربانی و رکگویی، چهرهای ویژه از او ساخته بود. صداقت عجیبی داشت. سال ۱۳۸۸ وقتی مدیرگروه بود، دانشگاه، پایه سالانهام را بهرغم دارا بودن شرایط احراز آن نداد. در پاسخ به اعتراضم گفت برخورد سیاسی است و اقدامی هم نکرد. آمیزههای فکری عجیبی داشت. التقاطی از کاپیتالیسم، ملیگرایی، چپ و سوسیالدموکرات. همین انباشتگیها، فیزیکش را ناآرام ساخته بود. طولانیمدت نمینشست. برمیخواست. گام برمیداشت. بحث میکرد و میخندید. او واقعا ساختار بروکراتیک و آکادمیک را فروتر از ارزش انسانی میدید. برخلاف کاراکتر الیگارشیک صنفی خود؛ متواضع بود. بهرغم بهرهمندی از زمینههای تفاخر و فخرفروشی، هیچگاه ژست نگرفت.
مهدی ذاکریان
دکتر احمد ساعی فراتر از یک چارچوب آکادمیک-اداری بود. مهربانی و رکگویی، چهرهای ویژه از او ساخته بود. صداقت عجیبی داشت. سال ۱۳۸۸ وقتی مدیرگروه بود، دانشگاه، پایه سالانهام را بهرغم دارا بودن شرایط احراز آن نداد. در پاسخ به اعتراضم گفت برخورد سیاسی است و اقدامی هم نکرد. آمیزههای فکری عجیبی داشت. التقاطی از کاپیتالیسم، ملیگرایی، چپ و سوسیالدموکرات. همین انباشتگیها، فیزیکش را ناآرام ساخته بود. طولانیمدت نمینشست. برمیخواست. گام برمیداشت. بحث میکرد و میخندید. او واقعا ساختار بروکراتیک و آکادمیک را فروتر از ارزش انسانی میدید. برخلاف کاراکتر الیگارشیک صنفی خود؛ متواضع بود. بهرغم بهرهمندی از زمینههای تفاخر و فخرفروشی، هیچگاه ژست نگرفت.