«در باب جباریتِ» لئو اشتراوس، که در قالب شرحی دقیق بر دیالوگ «هیرونِ» گزنفون ارائه میشود، اثری کمنظیر در باب جباریت است. کمنظیر از اینرو که این اثر به جباریت از نظرگاه رایج اخلاقی یا نظرگاه «انسان عادل/شجاع» نمینگرد. به عبارت دقیقتر، این اثر تکرار اتهامهای اخلاقی-عاطفی رایج علیه جباریت و ارائهی راهکارهای تکراری و بیاثر برای اجتناب از آن نیست، بلکه این اثر از نظرگاه انسانِ حکیم به جباریت مینگرد. یعنی از نظرگاه انسانی که، دستکم از حیث نظری، میتواند فراسوی ملاحظات اخلاقی بایستد. در حقیقت، این اثر به مثابه دیالوگی میان انسان حکیم، یعنی انسانی نظراً فراسوی ملاحظات اخلاقی، و جبار، یعنی انسانی عملاً فراسوی ملاحظات اخلاقی، ارائه میشود. این اثر، دقیقاً از آنجایی که از نظرگاه انسان حکیم نوشته شده است، با جبار گفتوگو میکند؛ او را به سخن گفتن وامیدارد؛ این اثر، جبار را میگشاید. کاری که نظرگاه انسان عادل/شجاع، یعنی نظرگاه رایج اکثر مکتوبات در باب جباریت، نمیتواند انجام دهد. نظرگاه انسان عادل/شجاع ناله میکند، محکوم میکند، و نهایتاً، میکشد؛ او میخواهد جبار را از میان بردارد.
ترجمه یاشار جیرانی و شروین مقیمی
«در باب جباریتِ» لئو اشتراوس، که در قالب شرحی دقیق بر دیالوگ «هیرونِ» گزنفون ارائه میشود، اثری کمنظیر در باب جباریت است. کمنظیر از اینرو که این اثر به جباریت از نظرگاه رایج اخلاقی یا نظرگاه «انسان عادل/شجاع» نمینگرد. به عبارت دقیقتر، این اثر تکرار اتهامهای اخلاقی-عاطفی رایج علیه جباریت و ارائهی راهکارهای تکراری و بیاثر برای اجتناب از آن نیست، بلکه این اثر از نظرگاه انسانِ حکیم به جباریت مینگرد. یعنی از نظرگاه انسانی که، دستکم از حیث نظری، میتواند فراسوی ملاحظات اخلاقی بایستد. در حقیقت، این اثر به مثابه دیالوگی میان انسان حکیم، یعنی انسانی نظراً فراسوی ملاحظات اخلاقی، و جبار، یعنی انسانی عملاً فراسوی ملاحظات اخلاقی، ارائه میشود. این اثر، دقیقاً از آنجایی که از نظرگاه انسان حکیم نوشته شده است، با جبار گفتوگو میکند؛ او را به سخن گفتن وامیدارد؛ این اثر، جبار را میگشاید. کاری که نظرگاه انسان عادل/شجاع، یعنی نظرگاه رایج اکثر مکتوبات در باب جباریت، نمیتواند انجام دهد. نظرگاه انسان عادل/شجاع ناله میکند، محکوم میکند، و نهایتاً، میکشد؛ او میخواهد جبار را از میان بردارد.