حکمای باستان، فلسفه را به نوعی تعریف میکردند که جامع همه علوم بود. حکمت را به حکمت نظری و عملی و حکمت عملی را به سه بخش سیاست مدن، تدبیر منزل و اخلاق تقسیم میکردند. حکیمان اسلامی بعد از ورود دانش یونان به تمدن اسلامی، در بخشهای دیگر با دست باز وارد شدند، اما در حوزه سیاست مدن، جز فارابی و اندکی هم ابنسینا، کاری ارائه ندادند. علت این بود که متصدی این بخش، فقیهان شدند و فقیهان از نگاه فقه به سیاست پرداختند. در جامعه شیعی حتی فقیهان هم از موضع فقهی چندان به سیاست علمی بپردازند. البته گاهوبیگاه در سیاست دخالت میکردند اما از منظر نظریهپردازی فقهی نبود، بلکه گاهی منتقدانه و گاهی مؤیدانه موضع میگرفتند؛ حکومت وقت را گاهی تایید و گاهی رد میکردند. در رأس قرن حاضر در ایران ما نهضتی رخ داد که رهبرانش روحانیون و فقهای بزرگ بودند. این نهضت تحت عنوان نهضت مشروطهخواهی با خواسته تحقق مجلس قانونگذاری و تنظیم قانون اساسیای که حاوی حقوق ملت و تشکیل دادگستری بر پایه قانون مدون باشد، شکل گرفت.
سیدمصطفی محقق داماد
حکمای باستان، فلسفه را به نوعی تعریف میکردند که جامع همه علوم بود. حکمت را به حکمت نظری و عملی و حکمت عملی را به سه بخش سیاست مدن، تدبیر منزل و اخلاق تقسیم میکردند. حکیمان اسلامی بعد از ورود دانش یونان به تمدن اسلامی، در بخشهای دیگر با دست باز وارد شدند، اما در حوزه سیاست مدن، جز فارابی و اندکی هم ابنسینا، کاری ارائه ندادند. علت این بود که متصدی این بخش، فقیهان شدند و فقیهان از نگاه فقه به سیاست پرداختند. در جامعه شیعی حتی فقیهان هم از موضع فقهی چندان به سیاست علمی بپردازند. البته گاهوبیگاه در سیاست دخالت میکردند اما از منظر نظریهپردازی فقهی نبود، بلکه گاهی منتقدانه و گاهی مؤیدانه موضع میگرفتند؛ حکومت وقت را گاهی تایید و گاهی رد میکردند. در رأس قرن حاضر در ایران ما نهضتی رخ داد که رهبرانش روحانیون و فقهای بزرگ بودند. این نهضت تحت عنوان نهضت مشروطهخواهی با خواسته تحقق مجلس قانونگذاری و تنظیم قانون اساسیای که حاوی حقوق ملت و تشکیل دادگستری بر پایه قانون مدون باشد، شکل گرفت.