۹:۰۵
«ایران» و «شهر»: گسست و تداوم؛ درنگی در تاریخ‌پژوهی و تاریخ‌نگاری ایرانی

امیر برهان

این مقاله قصدم این است که به چند نکته اجمالی اشاره کنم که گفتن آن خالی از فایده نیست. نخست اینکه صاحب‌نظرانی که درباره ایران تأمل می‌کنند، به نظرم باید قدری دقت داشته باشند که در منابع ایرانی، مفاهیمی وجود دارد که به لحاظ «تاریخ اندیشه»، ما را از وجود دو سنت نظری آگاه می‌کند. البته این نکته را من در جاهای دیگر گفته‌ام، اما تکرار آن صرفاً به منظور توجه به این مسئله است؛ این منابع برای ما معلوم می‌سازند که در درون‌مایه‌ آن‌ها، دو رویکرد نظری وجود داشته، که در هر عصری، بنا به اقتضائات زمانه، علیه یکدیگر شوریده‌اند و به موازات به حاشیه رفتن یکی از آن دو، دیگری، سکان امور عالم و آدم را به دست گرفته است. اما هیچ‌یک از این دو بر حسب جدال‌هایی که با هم داشته‌اند، نه تنها موجب گسست تاریخی ایران نشده‌اند‌، بلکه باعث تداوم ایران به عنوان یک کل نیز شده‌‌اند. بنابراین بحث من به هیچ وجه درخور مباحثه نسبت به انکار تداوم فرهنگی و تاریخی ایران به عنوان یک پیکر کل نیست، بلکه تمام بحث من سر این موضوع است که ایران در هر عصری از تاریخ خود، مجهز به بنیان‌هایی در اندیشیدن بوده، که با استفاده از هر یک از آن‌ها، می‌توانسته شرایط را برای «استقلالِ تمام‌عیار» ایران فراهم کند.

نظر کاربران