چرا باید کارل اشمیت بخوانیم؟ این پرسشِ مارتین لاگلین به عنوان یک حقوقدانِ برجسته انگلیسی معاصر در عصر حاضر است که رابطه میان سیاست و حقوق را که به بیان دانکن کندی، سومین موجِ اندیشه حقوقی محسوب میشود، مورد توجه قرار داده است. لاگلین در طلب تاسیس حقوق عمومی به مثابه علمی مستقل به تمایز میان حقوق خصوصی که به رابطه میان اشخاصِ خصوصی میپردازد، با حقوق عمومی که دائرمدارِ امر حکمرانی بوده و ناگزیر در نسبت با امر سیاسی واقع میشود، میرسد. در این راستا، تبیین ماهیت سیاست برای تعیین نحوه نسبتی که میان حقوق با آن ممکن است، در نزد لاگلین ضرورت دارد و از اینروست که تامل در باب کارل اشمیت برای او موضوعیت مییابد. به معنای دقیقتر، اشمیت در نزد لاگلین جدیترین توجهات را در باب فهم حقوق عمومی مدرن مطرح کرده است. از اینرو، افزون بر اشارات و استناداتِ عدیدهای که از لاگلین به اشمیت در کارهای مختلف او مشاهده میکنیم، مقالهای اخیرالانتشار با عنوانِ پرسشی که در ابتدای سطور ذکر شد، توسط او در اثر دو جلدی مقالاتِ وین درباره فلسفه حقوق منتشر شده است که در ذیل به گزارشی از آن میپردازیم.
مارتین لاگلین/ ترجمه رضا محمدی
چرا باید کارل اشمیت بخوانیم؟ این پرسشِ مارتین لاگلین به عنوان یک حقوقدانِ برجسته انگلیسی معاصر در عصر حاضر است که رابطه میان سیاست و حقوق را که به بیان دانکن کندی، سومین موجِ اندیشه حقوقی محسوب میشود، مورد توجه قرار داده است. لاگلین در طلب تاسیس حقوق عمومی به مثابه علمی مستقل به تمایز میان حقوق خصوصی که به رابطه میان اشخاصِ خصوصی میپردازد، با حقوق عمومی که دائرمدارِ امر حکمرانی بوده و ناگزیر در نسبت با امر سیاسی واقع میشود، میرسد. در این راستا، تبیین ماهیت سیاست برای تعیین نحوه نسبتی که میان حقوق با آن ممکن است، در نزد لاگلین ضرورت دارد و از اینروست که تامل در باب کارل اشمیت برای او موضوعیت مییابد. به معنای دقیقتر، اشمیت در نزد لاگلین جدیترین توجهات را در باب فهم حقوق عمومی مدرن مطرح کرده است. از اینرو، افزون بر اشارات و استناداتِ عدیدهای که از لاگلین به اشمیت در کارهای مختلف او مشاهده میکنیم، مقالهای اخیرالانتشار با عنوانِ پرسشی که در ابتدای سطور ذکر شد، توسط او در اثر دو جلدی مقالاتِ وین درباره فلسفه حقوق منتشر شده است که در ذیل به گزارشی از آن میپردازیم.