قانون هر حکومتی ساختاری است که در فرهنگ اجتماعی، سیاسی و حقوقی خاصی تعبیه شده است و انتقال آن به جوامع دیگر به راحتی امکانپذیر نیست. منشورهای فکری که از طریق آنها قانون شناسایی و مفهومسازی میشود نیز اغلب در سیستمهای مختلف حقوقی دنیا کاملاً متفاوت هستند. با این حال، درک نظامهای متفاوت حقوقی و آشنایی دقیق با مبانی فکری، تحولات تاریخی و مفاهیم مرتبط با آنها بدون تردید لازمه درک و فهم ماهیت قانون و تفسیر آن برای تحلیل و مقایسه تطبیقی و تولید بحث نظری است. حقوق مانند هر نهاد انسانی و اجتماعی دیگری، همیشه دارای تاریخ است. تجربه مشروطیت و تاریخ فکری آن در اروپا از تجربیات غنی در فرهنگ بشری و از منابع مهم در اندیشه سیاسی، تاریخ و فلسفه حقوق است.
شیرین نائف
قانون هر حکومتی ساختاری است که در فرهنگ اجتماعی، سیاسی و حقوقی خاصی تعبیه شده است و انتقال آن به جوامع دیگر به راحتی امکانپذیر نیست. منشورهای فکری که از طریق آنها قانون شناسایی و مفهومسازی میشود نیز اغلب در سیستمهای مختلف حقوقی دنیا کاملاً متفاوت هستند. با این حال، درک نظامهای متفاوت حقوقی و آشنایی دقیق با مبانی فکری، تحولات تاریخی و مفاهیم مرتبط با آنها بدون تردید لازمه درک و فهم ماهیت قانون و تفسیر آن برای تحلیل و مقایسه تطبیقی و تولید بحث نظری است. حقوق مانند هر نهاد انسانی و اجتماعی دیگری، همیشه دارای تاریخ است. تجربه مشروطیت و تاریخ فکری آن در اروپا از تجربیات غنی در فرهنگ بشری و از منابع مهم در اندیشه سیاسی، تاریخ و فلسفه حقوق است.