اینکه سیاست و حقوق در زمینههای چندی از نظر کارکردی (فونکسیون) همپوشانی و تداخل دارند، نکته شناختهشدهای است که تاریخ مکتوب شواهد و مدارک متعدد و متنوعی را از آغاز در اختیار ما میگذارد. هر دو از آغاز و در صور اولیۀ خود در پی ایجاد نظم و تنظیم و تنسیق روابط بین انسانها بوده و در مسیر تکوینی خود پابهپای جوامع بشری پیش آمدهاند و پیچیدگیهای خاص خود را پیدا کردهاند. اما این اشتراکات که تا امروز ادامه یافته است، چیزی از تفاوت و افتراق آنها در جوهره و مآخذ نکاسته و در نتیجه دو متدولوژی کاملا مجزا را در برابر ما مینهد. این دو یار دیرین از دو قبیله بیگانه با یکدیگر گاه چنان درهم میتنند که گویی یک روحند اندر دو بدن. بارها از خود پرسیدهام که اگر منتسکیو برای عنوان کتاب مشهور خود به جای روحالقوانین از عنوان «ریشهیابی رژیمهای سیاسی مختلف» استفاده میکرد، آیا کسی میتوانست بر او خرده بگیرد؟ در عین حال یکی از آنچه باید باشد سخن میگوید و دیگری از آنچه هست. بایدها میتوانند صرفا انسانی و ناشی از تعالی بشر باشند.
احمد نقیبزاده
اینکه سیاست و حقوق در زمینههای چندی از نظر کارکردی (فونکسیون) همپوشانی و تداخل دارند، نکته شناختهشدهای است که تاریخ مکتوب شواهد و مدارک متعدد و متنوعی را از آغاز در اختیار ما میگذارد. هر دو از آغاز و در صور اولیۀ خود در پی ایجاد نظم و تنظیم و تنسیق روابط بین انسانها بوده و در مسیر تکوینی خود پابهپای جوامع بشری پیش آمدهاند و پیچیدگیهای خاص خود را پیدا کردهاند. اما این اشتراکات که تا امروز ادامه یافته است، چیزی از تفاوت و افتراق آنها در جوهره و مآخذ نکاسته و در نتیجه دو متدولوژی کاملا مجزا را در برابر ما مینهد. این دو یار دیرین از دو قبیله بیگانه با یکدیگر گاه چنان درهم میتنند که گویی یک روحند اندر دو بدن. بارها از خود پرسیدهام که اگر منتسکیو برای عنوان کتاب مشهور خود به جای روحالقوانین از عنوان «ریشهیابی رژیمهای سیاسی مختلف» استفاده میکرد، آیا کسی میتوانست بر او خرده بگیرد؟ در عین حال یکی از آنچه باید باشد سخن میگوید و دیگری از آنچه هست. بایدها میتوانند صرفا انسانی و ناشی از تعالی بشر باشند.