وقتی ایشان از مارکسیسم، پستمدرنیسم یا اسلام سخن میگفت، گویا به شکل کامل به آن باور دارد. هیچگاه در تدریس نمیتوانستید گرایش فکری ایشان را حدس بزنید. در کتابخانه دانشکده از ایشان پرسیدم این پایاننامه که راجع به ولایت فقیه است، چطور بود؟ فقط به این نکته اکتفا کردند که نقاط ضعف و قوتی داشت! ایشان نسبت به جدل علمی و غیبت پشت سر دیگران به شدت پرهیز داشتند. وقتی در بحث مدرنیزاسیون، نسبت روحانیت و توسعه را بحث میکردند، از روحانیت و توسعه در ترکیه مثال میآوردند که حساسیت ایجاد نشود؛ چون معتقد بودند روحانیت ترکیه خصلت ضدتوسعه داشته است. فقط در همان جلسه بود که ایشان با تسبیح وارد کلاس میشد! اعتقاد ایشان این بود که نصف حرف را باید در کلاس زد، نصف دیگر را دانشجو خودش باید حدس بزند.
صادق حقیقت
وقتی ایشان از مارکسیسم، پستمدرنیسم یا اسلام سخن میگفت، گویا به شکل کامل به آن باور دارد. هیچگاه در تدریس نمیتوانستید گرایش فکری ایشان را حدس بزنید. در کتابخانه دانشکده از ایشان پرسیدم این پایاننامه که راجع به ولایت فقیه است، چطور بود؟ فقط به این نکته اکتفا کردند که نقاط ضعف و قوتی داشت! ایشان نسبت به جدل علمی و غیبت پشت سر دیگران به شدت پرهیز داشتند. وقتی در بحث مدرنیزاسیون، نسبت روحانیت و توسعه را بحث میکردند، از روحانیت و توسعه در ترکیه مثال میآوردند که حساسیت ایجاد نشود؛ چون معتقد بودند روحانیت ترکیه خصلت ضدتوسعه داشته است. فقط در همان جلسه بود که ایشان با تسبیح وارد کلاس میشد! اعتقاد ایشان این بود که نصف حرف را باید در کلاس زد، نصف دیگر را دانشجو خودش باید حدس بزند.