اگر با رویکردی پژوهشی و با اتکا به متون و زندگی علی شریعتی حرکت کنیم، روشن است که علی شریعتی منتقدِ رادیکالِ نظامسازی و دولتگرایی و استالینیسم بود. منتقدِ رادیکالِ انقلاب در جوامعِ روستایی و بیسواد و فاقد آگاهیهای فرهنگی و اجتماعی بود. منتقدِ رادیکالِ نظامهای واسط و نمایندگیِ دینی بود. با مشارکتِ مذهب در ساخت قدرتِ سیاسی مخالف بود. منتقد رادیکالِ سرمایهداری و در عین حال مخالفِ کلیتسازی از غرب و غربستیزی بود. شریعتی متفکری مدرن و منتقد سرمایهداری بود. شریعتی را باید همراه با ارجاعاتِ او خواند: ارجاعاتی نظیر کارل مارکس و ژاک برک و لویی ماسینیون و ژرژ گورویچ و ماکس وبر و ژان پل سارتر و هربرت مارکوزه و سوسیالیستهای فرانسوی و محمد اقبال و سیدجمالالدین اسدآبادی و محمد مصدق.
آرمان ذاکری
اگر با رویکردی پژوهشی و با اتکا به متون و زندگی علی شریعتی حرکت کنیم، روشن است که علی شریعتی منتقدِ رادیکالِ نظامسازی و دولتگرایی و استالینیسم بود. منتقدِ رادیکالِ انقلاب در جوامعِ روستایی و بیسواد و فاقد آگاهیهای فرهنگی و اجتماعی بود. منتقدِ رادیکالِ نظامهای واسط و نمایندگیِ دینی بود. با مشارکتِ مذهب در ساخت قدرتِ سیاسی مخالف بود. منتقد رادیکالِ سرمایهداری و در عین حال مخالفِ کلیتسازی از غرب و غربستیزی بود. شریعتی متفکری مدرن و منتقد سرمایهداری بود. شریعتی را باید همراه با ارجاعاتِ او خواند: ارجاعاتی نظیر کارل مارکس و ژاک برک و لویی ماسینیون و ژرژ گورویچ و ماکس وبر و ژان پل سارتر و هربرت مارکوزه و سوسیالیستهای فرانسوی و محمد اقبال و سیدجمالالدین اسدآبادی و محمد مصدق.