کار فکری معینی در حوزه سیاست را به هیچ عنوان نمیتوان به عنوان پروژهای مبهم و انتزاعی معرفی کرد. امروزه، و تقریباً به عنوان یک راهبرد عمومی در منازعات میان کسانی که به نحوی در دانشگاه مشغول هستند، انتزاعیگری به عنوان یکجور ناسزای محترمانه برای بیارزش نشان دادن مشغلههای فکری همکاران مختلف به کار میرود. انتزاعی بودن، شکل محترمانهتری از «بیفایده بودن» است و معمولاً همراه با نیشخندی کنایهآمیز مورد استفاده قرار میگیرد. وقتی کار فکری یکی از اهالی فکر و اندیشه سیاسی را انتزاعی مینامند، عموماً بنا دارند بگویند که کاری که او انجام میدهد، یکجور بازی بیفایده با مفاهیم است که «به کار ایران نمیآید».
حمید ملکزاده
کار فکری معینی در حوزه سیاست را به هیچ عنوان نمیتوان به عنوان پروژهای مبهم و انتزاعی معرفی کرد. امروزه، و تقریباً به عنوان یک راهبرد عمومی در منازعات میان کسانی که به نحوی در دانشگاه مشغول هستند، انتزاعیگری به عنوان یکجور ناسزای محترمانه برای بیارزش نشان دادن مشغلههای فکری همکاران مختلف به کار میرود. انتزاعی بودن، شکل محترمانهتری از «بیفایده بودن» است و معمولاً همراه با نیشخندی کنایهآمیز مورد استفاده قرار میگیرد. وقتی کار فکری یکی از اهالی فکر و اندیشه سیاسی را انتزاعی مینامند، عموماً بنا دارند بگویند که کاری که او انجام میدهد، یکجور بازی بیفایده با مفاهیم است که «به کار ایران نمیآید».