۰:۰۰
گوهر کمیاب دانشکده

عبدالمجید مبلغی

دلبسته بحث و نظر بود. سر گفت‌وگو را که می‌گشود، دستور کلاس دیگر آن نبود که قرار بود. بی‌تابی آشکارش برای گفت‌وگو، و شیفتگی شناخته‌شده‌اش به «نگرش انتقادی»، سبب آن می‌شد که آغاز کلاس با او باشد و پایانش با هیچ‌کس؛ هر چند نظمی ناخوانده و سامانی ناگفته در جستارهایی که پیش می‌کشید به چشم می‌آمد. در کشاکش گفت‌وگوها می‌کوشید راهی به دیدگاه‌های سده بیستم بیابد و سر بحث را به فیلسوفان هستی‌گرا و تأویل‌شناس آلمان برساند. خوب یادم هست که «امتزاج آفاق گادامر» را، که دست‌کم در آن سال‌ها به آن گرایشی فراوان داشت، هر بار با پرسش‌گری‌های تازه پیوند می‌زد.

نظر کاربران