دلبسته بحث و نظر بود. سر گفتوگو را که میگشود، دستور کلاس دیگر آن نبود که قرار بود. بیتابی آشکارش برای گفتوگو، و شیفتگی شناختهشدهاش به «نگرش انتقادی»، سبب آن میشد که آغاز کلاس با او باشد و پایانش با هیچکس؛ هر چند نظمی ناخوانده و سامانی ناگفته در جستارهایی که پیش میکشید به چشم میآمد. در کشاکش گفتوگوها میکوشید راهی به دیدگاههای سده بیستم بیابد و سر بحث را به فیلسوفان هستیگرا و تأویلشناس آلمان برساند. خوب یادم هست که «امتزاج آفاق گادامر» را، که دستکم در آن سالها به آن گرایشی فراوان داشت، هر بار با پرسشگریهای تازه پیوند میزد.
عبدالمجید مبلغی
دلبسته بحث و نظر بود. سر گفتوگو را که میگشود، دستور کلاس دیگر آن نبود که قرار بود. بیتابی آشکارش برای گفتوگو، و شیفتگی شناختهشدهاش به «نگرش انتقادی»، سبب آن میشد که آغاز کلاس با او باشد و پایانش با هیچکس؛ هر چند نظمی ناخوانده و سامانی ناگفته در جستارهایی که پیش میکشید به چشم میآمد. در کشاکش گفتوگوها میکوشید راهی به دیدگاههای سده بیستم بیابد و سر بحث را به فیلسوفان هستیگرا و تأویلشناس آلمان برساند. خوب یادم هست که «امتزاج آفاق گادامر» را، که دستکم در آن سالها به آن گرایشی فراوان داشت، هر بار با پرسشگریهای تازه پیوند میزد.