سالهای میانی دههٔ ۱۳۶۰ که به عنوان دانشجوی دوره کارشناسی ارشد علوم سیاسی، نخستین بار در کلاسهای درس اندیشههای سیاسی دکتر سید محمد رضوی حضور یافتم و با وسعت دانش، عمق بینش و روزآمدی مطالعات این استاد روبهرو شدم، همانند بسیاری دیگر از دانشجویان پیشین و پسین استاد در جستوجوی آثار منتشرشده یا منتظر انتشار آثار جدید ایشان بودم. در همان سالها در مخزن کتابخانه دانشکده حقوق و علوم سیاسی و در لابهلای شمارههای قدیمی مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران چند مقاله از ایشان یافتم که همگی به سالهای پیش از انقلاب تعلق داشت. علاوه بر جذابیت عناوین و موضوعات این مقالهها، انتظام مباحث، دقت علمی و شیوایی نگارش آنها، در مقایسه با دیگر آثاری که تا آن زمان (اعم از تألیف و ترجمه) دربارهٔ آن موضوعات خوانده بودم، آنچنان مرا جذب کرد که پس از مطالعه، یک کپی نیز از آنها تهیه کرده و در قفسهٔ کتابها و جزوات خود قرار دادم تا در صورت نیاز دوباره به آنها رجوع کنم. از میان آنها، مقالهای با عنوان «مقولهٔ قدرت و علم سیاست» که در سال ۱۳۵۴ منتشر شده بود، بیش از دیگر مقالهها توجهم را برانگیخت. رضوی در آن مقاله به معرفی و نقد مهمترین مباحث و نظریههایی پرداخته بود که تا آن زمان از سوی دانشمندان معتبر علوم سیاسی و اجتماعی دربارهٔ قدرت ارائه شده بود.
ابوالفضل دلاوری
سالهای میانی دههٔ ۱۳۶۰ که به عنوان دانشجوی دوره کارشناسی ارشد علوم سیاسی، نخستین بار در کلاسهای درس اندیشههای سیاسی دکتر سید محمد رضوی حضور یافتم و با وسعت دانش، عمق بینش و روزآمدی مطالعات این استاد روبهرو شدم، همانند بسیاری دیگر از دانشجویان پیشین و پسین استاد در جستوجوی آثار منتشرشده یا منتظر انتشار آثار جدید ایشان بودم. در همان سالها در مخزن کتابخانه دانشکده حقوق و علوم سیاسی و در لابهلای شمارههای قدیمی مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران چند مقاله از ایشان یافتم که همگی به سالهای پیش از انقلاب تعلق داشت. علاوه بر جذابیت عناوین و موضوعات این مقالهها، انتظام مباحث، دقت علمی و شیوایی نگارش آنها، در مقایسه با دیگر آثاری که تا آن زمان (اعم از تألیف و ترجمه) دربارهٔ آن موضوعات خوانده بودم، آنچنان مرا جذب کرد که پس از مطالعه، یک کپی نیز از آنها تهیه کرده و در قفسهٔ کتابها و جزوات خود قرار دادم تا در صورت نیاز دوباره به آنها رجوع کنم. از میان آنها، مقالهای با عنوان «مقولهٔ قدرت و علم سیاست» که در سال ۱۳۵۴ منتشر شده بود، بیش از دیگر مقالهها توجهم را برانگیخت. رضوی در آن مقاله به معرفی و نقد مهمترین مباحث و نظریههایی پرداخته بود که تا آن زمان از سوی دانشمندان معتبر علوم سیاسی و اجتماعی دربارهٔ قدرت ارائه شده بود.