۱۴:۲۱
فقدان تحریر محل نزاع؛ علوم سیاسی و اندیشه ایرانشهری

سیدصادق حقیقت

مشکل مباحثه طباطبایی و فیرحی این است که محل نزاع مشخص نشده است. در خصوص اندیشه ایرانشهری، نه مدعا و دلیل (از سوی سید) کاملاً مشخص به نظر می‏رسد، نه نقدهایی که (از جانب شیخ) به آن وارد شده است. در جدال سید و شیخ، شاید بتوان از یک سو خواجه را عالمی شافعی دانست، و از سوی دیگر به این مسئله اذعان کرد که الگوی نوشتاری وی از سیاست‌نامه‏های ایرانی و فره پادشاهی متأثر بوده است، اما معلوم نیست این دو گزاره مدعای سید را تأیید می‏کند یا نقد شیخ را!‌ درست است که «خواجه را نمی‏توان از فقه تسنن جدا کرد»، اما این‌گونه هم نیست که «با اندیشه باستانی ما هیچ نسبتی» نداشته باشد. به نظر می‏رسد سیاست‌نامه‏های پس از اسلام به شکلی از سیاست‌نامه‏های پیش از اسلام تأثیر پذیرفته باشند. خواجه را نمی‏توان به تفکر اشعری تقلیل داد؛ چراکه منطق دینی تفاوتی بین قباد و مزدک نمی‏بیند. نتیجه منطقی تعلق به اهل سنت، اندیشیدن در چارچوب اندیشه سنی نیست؛ بلکه ممکن است ساختار کلی اندیشه به سنت ایرانشهری نظر داشته باشد. چارچوب و اسلوب نوشتاری خواجه سیاست‌نامه است که هم از اندیشه ایرانشهری تأثیر پذیرفته، هم از فقه شافعی.

نظر کاربران