۱۴:۰۷
افول علم سیاست در ایران معاصر؛ بحران نابالغی در تعلیم علوم سیاسی

قدیر نصری

ماجرا چیست و فاجعه کدام است؟ در همین ابتدا، سخن اصلی و آخر را می‌گویم و در ادامه به طرح دلیل و شرح شواهد آن می‌پردازم. سخن مرکزی نوشتار حاضر این است که اولاً علم یا دانش سیاست، اهمیت و آثار شگرفی دارد چون سیاستمدارِ سیاست‌خوانده برخلاف دانشمندان علومی مانند ترمودینامیک یا دندانپزشکی (که دغدغه شخصانی-خصوصی دارند)، رویه‌پرداز و قانون‌ساز است. مثلاً یک حاکم بر پارلمان و کابینه تصمیمی در باب کنکور، زنان، صادرات، ائتلاف یا خصومت با بازیگران خارجی و امنیت ملی می‌گیرد که این تصمیم زندگی میلیون‌ها نفر را در زمان‌ها و مناطق مختلف کشور دیگرگون می‌سازد. ثانیاً علم و پیشه‌ای بدین اهمیت، باید به اشخاص و نهادهای بافراست و دقیقی سپرده شود تا آنها این عمرِ به شدید محدودِ شهروندان را پربار و ارزنده کنند. تدارک تصمیم‌گیران بافراست نیز نیازمند تربیت (پایدیا)، تمرین و سنجشی دقیق و سختگیرانه است. درست همان‌طور که هر کسی نمی‌تواند با اندک دانشی مطب باز کند و به درمان و طبابت جماعت بپردازد، علی‌الاصول در علم سیاست نیز این‌گونه است یعنی باید به فارغ‌التحصیل کارشناسی و کارشناسی ارشد و بخصوص دکترای این رشته به گونه‌ای آموزش داده شود تا او بتواند بعد از آموختن دانش مزبور، به تشخیص و درمان درد جامعه و کشور بپردازد.

نظر کاربران