یکی از آسیبهای بنیادین در نظام آموزشی عالی، فقدان زمینههای خودآگاهی هویتی و متعاقب آن دگرآگاهی هویتی است. در رشته علوم سیاسی هیچیک از واحدهای ارائهشده نسبت مستقیمی با هویت و خودآگاهی ملی ندارد و استادان و دانشجویان نمیتوانند از رهگذر تدریس این دروس به خودفهمی هویتی نائل شوند. در کلاسهای رسمی در دوران دانشجویی اغلب بحثی جدی در باب جایگاه هویت و تعیین نسبت وجودی خود با جهان پیرامون ارائه نمیشود و ما با شأن نزول اغلب مفاهیم هویتی-وجودی بیگانهایم. نمیدانیم که آیا هویت ایرانی، امری ازلی است، یا مدرن و یا پستمدرن؟ چگونه میتوان هویتهای موجود را در ارتباط با خاطرات جمعی، سیاستهای نمادین، نظام نشانهها و رمزها و نمادها، و زمینههای اجتماعی-سیاسی تحلیل کرد؟
علی اشرف نظری
یکی از آسیبهای بنیادین در نظام آموزشی عالی، فقدان زمینههای خودآگاهی هویتی و متعاقب آن دگرآگاهی هویتی است. در رشته علوم سیاسی هیچیک از واحدهای ارائهشده نسبت مستقیمی با هویت و خودآگاهی ملی ندارد و استادان و دانشجویان نمیتوانند از رهگذر تدریس این دروس به خودفهمی هویتی نائل شوند. در کلاسهای رسمی در دوران دانشجویی اغلب بحثی جدی در باب جایگاه هویت و تعیین نسبت وجودی خود با جهان پیرامون ارائه نمیشود و ما با شأن نزول اغلب مفاهیم هویتی-وجودی بیگانهایم. نمیدانیم که آیا هویت ایرانی، امری ازلی است، یا مدرن و یا پستمدرن؟ چگونه میتوان هویتهای موجود را در ارتباط با خاطرات جمعی، سیاستهای نمادین، نظام نشانهها و رمزها و نمادها، و زمینههای اجتماعی-سیاسی تحلیل کرد؟