والتر بنیامین (1940-1892)، منتقد ادبی آلمانی که در 1933 به فرانسه پناهنده شده بود، گفت «بر تاریخ لگام بزنید،» که به معنای تردید در مفهوم مارکسیستی تاریخ بود. کمونیست بریتانیایی، نیامی میچایسن بهسختی میتوانست سر از احساسات خودش در بیاورد. در خاطرهنوشتهای یومیهاش مربوط به سپتامبر 1939 مینویسد، «حالم افتضاح است، بهشدت، از دست اخباری که از پیمان روسها شنیدم»؛ با این کار، «فاتحه چیزی که کل این سالها برایش تلاش کردیم خوانده شد»، و در ادامه، این مطلب معترضۀ افشاگرانه را هم میافزاید که، «و تازه اینکه بدانی خود آن چیز هم آنقدرها آش دهانسوزی نبوده است». بنابراین او روی همۀ چیزهای که دربارۀ ترور و اختناق هولناک استالینی میدانسته سرپوش گذاشته بوده. برادرش، جِی. بی. اس. هالدِین، دو هفته بعد در نامهای به نیو استیتمن، تصمیم گرفت قضیه را به روی خودش نیاورد. چپ بریتانیا نباید اینقدر در مورد هیتلر بدگمان باشد: ترجیح میدهم یهودیای در برلین باشم، تا سیاهپوستی در ژوهانسبورگ یا سیاهی در مناطق حارهای افریقای فرانسه. گیرم که با چکها معاملۀ نژاد پستتر میکنند، آیا هندیها و آنامیهای ویتنام برخوردار از برابری هستند؟
جورج واتسون/ ترجمه محسن قائممقامی
والتر بنیامین (1940-1892)، منتقد ادبی آلمانی که در 1933 به فرانسه پناهنده شده بود، گفت «بر تاریخ لگام بزنید،» که به معنای تردید در مفهوم مارکسیستی تاریخ بود. کمونیست بریتانیایی، نیامی میچایسن بهسختی میتوانست سر از احساسات خودش در بیاورد. در خاطرهنوشتهای یومیهاش مربوط به سپتامبر 1939 مینویسد، «حالم افتضاح است، بهشدت، از دست اخباری که از پیمان روسها شنیدم»؛ با این کار، «فاتحه چیزی که کل این سالها برایش تلاش کردیم خوانده شد»، و در ادامه، این مطلب معترضۀ افشاگرانه را هم میافزاید که، «و تازه اینکه بدانی خود آن چیز هم آنقدرها آش دهانسوزی نبوده است». بنابراین او روی همۀ چیزهای که دربارۀ ترور و اختناق هولناک استالینی میدانسته سرپوش گذاشته بوده. برادرش، جِی. بی. اس. هالدِین، دو هفته بعد در نامهای به نیو استیتمن، تصمیم گرفت قضیه را به روی خودش نیاورد. چپ بریتانیا نباید اینقدر در مورد هیتلر بدگمان باشد: ترجیح میدهم یهودیای در برلین باشم، تا سیاهپوستی در ژوهانسبورگ یا سیاهی در مناطق حارهای افریقای فرانسه. گیرم که با چکها معاملۀ نژاد پستتر میکنند، آیا هندیها و آنامیهای ویتنام برخوردار از برابری هستند؟