۱۹:۴۳
نازایی و ناکارآیی آکادمی ایرانی

مسئلۀ علم در ایران در گفت‌وگو با موسی اکرمی

جامعه‌شناسی معرفت به طور عام و جامعه‌شناسی علم به طور خاص ما از چگونگی پدیدآیی معرفت یا علم در کشور، چگونگی انتشار و پراکنش آن‌ها، نقش نهادهای گوناگون اجتماع در تولید یا توزیع یا مصرف آن‌ها، سهم افراد و اقشار و طبقات در این تولید و توزیع و مصرف، پیوند آن‌ها با دیگر فعالیت‌های فکری و عملی در ظرف یا بافتار جامعه سخن می‌گوییم. همچنین به چگونگی ورود آن‌ها به کشور و نقشی که باید ایفا کنند می‌پردازیم. در این جا نوع یا تنوع درک از معرفت و علم نیز مطرح می‌شوند. حال پرسش این است که به ماهیت یا ساختار و کارکرد معرفت و علم از چه منظری، با چه هدفی، و از سوی چه اشخاص حقیقی یا حقوقی‌ای نگاه می‌کنیم. هنگامی که به پیشینۀ علم مدرن و چگونگی ورود آن به کشور خودمان و کارکرد آن یا انتظاراتی که متوجه آن بوده می‌نگریم باید توجه داشته باشیم که با تقسیم‌بندی رایج تا دو سه دهۀ پیش ما یک کشور به‌اصطلاح جهان‌سومی بودیم یا هستیم که خودمان مستقیماً در تولید علم مدرن نقشی مستقل نداشته‌ایم. اصولاً در تولید علم می‌شود گفت از سدۀ مثلاً نهم هجری خورشیدی به بعد نقشی مهمی جز شاید اندکی در ریاضیات ایفا نکرده‌ایم. یعنی در رابطه با علم مدرن که از گالیله و نیوتن شروع می‌شود، ما همواره مصرف‌کننده و به نوعی تابع جوامع پیشرو بوده‌ایم و خودمان نقش اصیلی در پدیدآوری یا فراوری علم نداشته‌ایم.

نظر کاربران