زمانه که تغییر میکند کلمات نیز بار معنایی متفاوت مییابند. اگر از افق معنایی عصر خود به سراغ رسالههای سیاسی برویم نمیتوانیم معنای نهفته در آنها را فهم کنیم. تفهم نیاز به درک زمینه و زمانهای دارد که اندیشمند در آن روایتگری انجام داده است. افق معنایی تفسیرهای اندیشه سیاسی اگر از صفویه، قاجاریه، مشروطه یا دوران کنونی باشد به احتمال زیاد واژگان رسالههای کلاسیک را به شیوه رایج تفسیر میکنند. برای تفسیر همدلانه باید کلمات، جملات و روایتهای رساله را نه به دوره خود که به گفتاری برگرداند که از آنجا شروع شده است. هر رساله به جریانی تعلق دارد و از آن تقلید میکند. هر جریان ریشههای تاریخی و سنت تجربی دارد که ساختاری محکم ایجاد کرده است. برای تفهم و پدیدارشناسی بهتر است به گذشته فکری رجوع کرد و برای انتقاد به زمان حال. زمان حال با توجه به تغییر تکنولوژی امکان نگریستن متفاوت به متن را فراهم میکند و زمان گذشته امکان تفهم و تفسیر همدلانه و اینکه نویسنده واقعاً چه گفته است را مهیا میسازد. اگر از زاویه امروز به نظامالملک و سیرالملوک بنگریم قواعد حکومت، چگونگی حکمرانی و ترتیبات دولت او را ستایش میکنیم اما برخورد او با بددینان و جایگاه زنان در اندیشهاش مورد انتقاد قرار میگیرد. اگر سیرالملوک را در افق معنایی اندرزنامهنویسی قرار دهیم و به گذشته سفر کنیم به عهد اردشیر و نامه تنسر میرسیم که سبکی در سیاستنامهنویسی ایرانی است.
روحالله اسلامی
زمانه که تغییر میکند کلمات نیز بار معنایی متفاوت مییابند. اگر از افق معنایی عصر خود به سراغ رسالههای سیاسی برویم نمیتوانیم معنای نهفته در آنها را فهم کنیم. تفهم نیاز به درک زمینه و زمانهای دارد که اندیشمند در آن روایتگری انجام داده است. افق معنایی تفسیرهای اندیشه سیاسی اگر از صفویه، قاجاریه، مشروطه یا دوران کنونی باشد به احتمال زیاد واژگان رسالههای کلاسیک را به شیوه رایج تفسیر میکنند. برای تفسیر همدلانه باید کلمات، جملات و روایتهای رساله را نه به دوره خود که به گفتاری برگرداند که از آنجا شروع شده است. هر رساله به جریانی تعلق دارد و از آن تقلید میکند. هر جریان ریشههای تاریخی و سنت تجربی دارد که ساختاری محکم ایجاد کرده است. برای تفهم و پدیدارشناسی بهتر است به گذشته فکری رجوع کرد و برای انتقاد به زمان حال. زمان حال با توجه به تغییر تکنولوژی امکان نگریستن متفاوت به متن را فراهم میکند و زمان گذشته امکان تفهم و تفسیر همدلانه و اینکه نویسنده واقعاً چه گفته است را مهیا میسازد. اگر از زاویه امروز به نظامالملک و سیرالملوک بنگریم قواعد حکومت، چگونگی حکمرانی و ترتیبات دولت او را ستایش میکنیم اما برخورد او با بددینان و جایگاه زنان در اندیشهاش مورد انتقاد قرار میگیرد. اگر سیرالملوک را در افق معنایی اندرزنامهنویسی قرار دهیم و به گذشته سفر کنیم به عهد اردشیر و نامه تنسر میرسیم که سبکی در سیاستنامهنویسی ایرانی است.