۱۱:۰۴
ایدئولوژی متعالیه

احمد بستانی

در بند اول نویسنده نگرش دکتر حقیقت را در ذیل عنوان مبهم امتناعیون قرار داده است که سابقه آن به صدسال پیش بازمی‌گردد و مفروض اصلی آن «عقیم دانستن اندیشه سنتی در دنیای معاصر» است. این ادعا مطلقاً نادرست است. دکتر طباطبایی و حتی دکتر حقیقت از زوال و افول اندیشه سنتی بحث کرده‌اند و نه امتناع و عقیم بودن آن. تمایز این دو نگرش را من سال‌ها پیش در مقاله‌ای توضیح داده‌ام (توانایی‌های سیاسی فلسفه اسلامی، مجله نقد و نظر، شماره ۵۴، ۱۳۸۸). الگوی زوال اندیشه به زایایی بالقوه سنت باور دارد و حتی می‌کوشد تفسیرهایی از سنت را مبنای تأسیس مدرنیته قرار دهد. دکتر حقیقت به گواهی نوشته‌های متعددش بر همین باور است. نکته مهم‌تر این است که التزام و ارتباطی میان این عبارت که ملاصدرا فاقد اندیشه سیاسی است یا حکمت متعالیه فاقد ظرفیت سیاسی خاصی است با ایده امتناع وجود ندارد. مثلاً ممکن است بنده شیخ بهایی یا قاضی سعید قمی را فاقد اندیشه سیاسی بدانم ولی همچنان به ظرفیت‌های سیاسی سنت در امثال فارابی تأکید بورزم. به بیان دیگر باور به فقدان ظرفیت سیاسی در اندیشه صدرا و حکمای صدرایی وقتی می‌توانست به «امتناع» تعبیر شود که حکمت متعالیه را (که الگوی فلسفی نسبتاً متأخری است) معادل کل مفهوم «سنت» بگیریم که البته بطلان آن روشن است.

نظر کاربران