انتخاب این آثار بیشتر متکی بر یک خاطره است. 14 فروردین 1398، زمانی که از بیرجند، دیار اباء و اجدادی خویش به شهر خود برگشتم(کرج) بلافاصله سری به کتابفروشی محلمان زدم و با یکی از دوستان شروع بهصحبت درباب نظریات سیاسی هگل کردم، چراکه در عید آن سال بیشتر وقت خود را صرف مطالعه دیدگاههای سیاسی هگل کرده بودم و برای درک هرچه بهتر آنان نیاز به یک بحث اساسی و چالشبرانگیز داشتم. ناگهان شخصی از میان جمع حاضر در سالن اصلی کتابفروشی صدایش آمد که بهکنایه میگفت:« اگر هگل را فهمیدی بیا و برای ماهم توضیح بده». خب، از آن سال تا الان بسیار گذشته است، اما بدی نیست تا به آن بشر ثابت کنیم که هگل را میتوان درک کرد، تنها اگر آن بتی را که بررویش حک کردهاند:«غیر قابل فهم» را شکست و چون ابراهیم باری دگر از نو همهچیز را ساخت، با توجه به آنچه گذشته به ما بخشیده است. آری دوستان، هگل قابل فهم است، اگر تنها دریابیم زبان در اوج پیچیدگی خود همواره متکی بر تاریخی است که به سادگی خود را برای ما در نشانههای قبل فهمی در زمانه مشخص میکند. این اثار جز دو تن از آنان تا بهحال بنا به اطلاعات من، به زبان فارسی ترجمه نشدهاست. هرچند آنانی که گفتمان ترجمه تقدیم به ما کرده است توسط دوتن از بهترین و حرفهای ترین همراهان ما در فلسفهی امروزه ایران بازنگاری شده است. هگل نوشته بیزر توسط مسعود حسینی و پس از هگل همان نویسنده بهقلم مسعود آذرفام. از این دوستان بایست تشکر ویژهای کرد که ما در لذت خوانش این آثار شریک کردند. همچنین بایست اشاره کرد که علت این انتخاب محدود تنها بر این مسئله استوار است که کتابهای اصیل و متمرکز بر فلسفهی هگل را مورد بررسی قرار دهیم و آنانی را که بهواقع ارزش بازگو کردن را دارند برای خوانندگان فراهم کنیم( توضیحات کتابها متکی بر مقالات GOOGLE BOOK تنظیم شدهاست).
پانزده کتاب درباره فلسفه هگل
انتخاب این آثار بیشتر متکی بر یک خاطره است. 14 فروردین 1398، زمانی که از بیرجند، دیار اباء و اجدادی خویش به شهر خود برگشتم(کرج) بلافاصله سری به کتابفروشی محلمان زدم و با یکی از دوستان شروع بهصحبت درباب نظریات سیاسی هگل کردم، چراکه در عید آن سال بیشتر وقت خود را صرف مطالعه دیدگاههای سیاسی هگل کرده بودم و برای درک هرچه بهتر آنان نیاز به یک بحث اساسی و چالشبرانگیز داشتم. ناگهان شخصی از میان جمع حاضر در سالن اصلی کتابفروشی صدایش آمد که بهکنایه میگفت:« اگر هگل را فهمیدی بیا و برای ماهم توضیح بده». خب، از آن سال تا الان بسیار گذشته است، اما بدی نیست تا به آن بشر ثابت کنیم که هگل را میتوان درک کرد، تنها اگر آن بتی را که بررویش حک کردهاند:«غیر قابل فهم» را شکست و چون ابراهیم باری دگر از نو همهچیز را ساخت، با توجه به آنچه گذشته به ما بخشیده است. آری دوستان، هگل قابل فهم است، اگر تنها دریابیم زبان در اوج پیچیدگی خود همواره متکی بر تاریخی است که به سادگی خود را برای ما در نشانههای قبل فهمی در زمانه مشخص میکند. این اثار جز دو تن از آنان تا بهحال بنا به اطلاعات من، به زبان فارسی ترجمه نشدهاست. هرچند آنانی که گفتمان ترجمه تقدیم به ما کرده است توسط دوتن از بهترین و حرفهای ترین همراهان ما در فلسفهی امروزه ایران بازنگاری شده است. هگل نوشته بیزر توسط مسعود حسینی و پس از هگل همان نویسنده بهقلم مسعود آذرفام. از این دوستان بایست تشکر ویژهای کرد که ما در لذت خوانش این آثار شریک کردند. همچنین بایست اشاره کرد که علت این انتخاب محدود تنها بر این مسئله استوار است که کتابهای اصیل و متمرکز بر فلسفهی هگل را مورد بررسی قرار دهیم و آنانی را که بهواقع ارزش بازگو کردن را دارند برای خوانندگان فراهم کنیم( توضیحات کتابها متکی بر مقالات GOOGLE BOOK تنظیم شدهاست).