سوءظن نویسندگان انگلیسیزبان به هگل به طور اعم، و سوءظن محافظهکاران بریتانیایی و آمریکایی به او بهطور اخص، کاملاً هم بیاساس نیست. این نظام مابعدالطبیعی معظم، که مدعی است همه امور بالفعل و ممکن را کامل در برمیگیرد، و آنها را در بینش تمام و کمالی دربارۀ صیروت انسان یکپارچه میکند، و هرچیزی که هست، بوده و خواهد بود را توضیح میدهد و توجیه میکند—چنین نظامی ناگزیر شکاکیت فیلسوف تجربهباور را بیدار میکند، و در سیاستمدار اهل مصالحه هم دلهره و دلزدگی برمیانگیزد. هیچ چیزی از این بینش فوقالعاده نخوتآمیز و بهمنتهای درجۀ یکدست دربارۀ جهان، که در آن بینشهای متعالی الهیاتی از نو در قالب تمثیلی سکولار ریخته، و تاریخ بشر به نجاتدهندۀ خودش مبدل میشود، از شک و تردید پراگماتیک توریایسم متباعدتر نیست.
راجر اسکروتن/ ترجمه محسن قائممقامی
سوءظن نویسندگان انگلیسیزبان به هگل به طور اعم، و سوءظن محافظهکاران بریتانیایی و آمریکایی به او بهطور اخص، کاملاً هم بیاساس نیست. این نظام مابعدالطبیعی معظم، که مدعی است همه امور بالفعل و ممکن را کامل در برمیگیرد، و آنها را در بینش تمام و کمالی دربارۀ صیروت انسان یکپارچه میکند، و هرچیزی که هست، بوده و خواهد بود را توضیح میدهد و توجیه میکند—چنین نظامی ناگزیر شکاکیت فیلسوف تجربهباور را بیدار میکند، و در سیاستمدار اهل مصالحه هم دلهره و دلزدگی برمیانگیزد. هیچ چیزی از این بینش فوقالعاده نخوتآمیز و بهمنتهای درجۀ یکدست دربارۀ جهان، که در آن بینشهای متعالی الهیاتی از نو در قالب تمثیلی سکولار ریخته، و تاریخ بشر به نجاتدهندۀ خودش مبدل میشود، از شک و تردید پراگماتیک توریایسم متباعدتر نیست.