گیر انداختن بیزر به دام این گفتوگو نسبتاً کار سختی بود، چراکه فراوان مشغله داشت و اگر تعریف سیاستنامه را از یکی از دانشجویان ایرانیاش نمیشنید، شاید هیچگاه به صحبت کردن تن نمیداد. محور اصلی بحث ما بر سر اثر «هگل» است که برای نخستینبار در سال ۲۰۰۲ منتشر شد. هرچند آنچه ما از این اثر طلب میکنیم در بخش اول این کتاب آمده و دیگر موضوعات این اثر صرفاً بازاندیشی هگلی است که بارها و بارها در کتب مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. اما این موضوع اصلی و محوری چه میگوید؟ هگل را مرده بپندارید. اینجاست که کار ما آغاز میشود و باید این ادعا را بررسی کنیم، چراکه بیزر نمیتواند ساده از این موضوع بگذرد و باید از مدعای خود دفاع کند. بیزر اعتقاد دارد از آنجایی که دوران هگل تمام شده و دیگر دغدغههای او به ما شبیه نیست باید او را جنازهای بپنداریم که دیگر هیچ توانی برای عرض اندام ندارد. اما او دقیقاً در اینجا حکم گورکنی را دارد که هگل را از قبر بیرون آورده و به آن جانی دوباره بخشیده، تنها با این تفاوت که در گوش این مردهٔ زنده شده یکبند میخواند که «تو مردهای»، درصورتی که به حکم همین مرده پنداشتنش و از گور برخواستنش بهلطف دستان مفسرش، زنده است. هگل هرچه باشد، همواره در درک ساختار زمانهٔ ما به اشکالی متفاوت و بنا بر نیاز ما زنده خواهد بود. چه از هگل امر سیاسی را طلب کنیم یا متافیزیک، همواره بنا بر زبان تاریخی خویش برای ما در هرکجا که باشیم جوابی خواهد داشت. فردریک بیزر استاد فلسفهٔ دانشگاه سیراکیوز، شاید هگل را مرده بداند اما بزرگترین گواه زنده بودن هگل در عصر معاصر است.
گفتوگوی اختصاصی با فردریک بیزر
گیر انداختن بیزر به دام این گفتوگو نسبتاً کار سختی بود، چراکه فراوان مشغله داشت و اگر تعریف سیاستنامه را از یکی از دانشجویان ایرانیاش نمیشنید، شاید هیچگاه به صحبت کردن تن نمیداد. محور اصلی بحث ما بر سر اثر «هگل» است که برای نخستینبار در سال ۲۰۰۲ منتشر شد. هرچند آنچه ما از این اثر طلب میکنیم در بخش اول این کتاب آمده و دیگر موضوعات این اثر صرفاً بازاندیشی هگلی است که بارها و بارها در کتب مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. اما این موضوع اصلی و محوری چه میگوید؟ هگل را مرده بپندارید. اینجاست که کار ما آغاز میشود و باید این ادعا را بررسی کنیم، چراکه بیزر نمیتواند ساده از این موضوع بگذرد و باید از مدعای خود دفاع کند. بیزر اعتقاد دارد از آنجایی که دوران هگل تمام شده و دیگر دغدغههای او به ما شبیه نیست باید او را جنازهای بپنداریم که دیگر هیچ توانی برای عرض اندام ندارد. اما او دقیقاً در اینجا حکم گورکنی را دارد که هگل را از قبر بیرون آورده و به آن جانی دوباره بخشیده، تنها با این تفاوت که در گوش این مردهٔ زنده شده یکبند میخواند که «تو مردهای»، درصورتی که به حکم همین مرده پنداشتنش و از گور برخواستنش بهلطف دستان مفسرش، زنده است. هگل هرچه باشد، همواره در درک ساختار زمانهٔ ما به اشکالی متفاوت و بنا بر نیاز ما زنده خواهد بود. چه از هگل امر سیاسی را طلب کنیم یا متافیزیک، همواره بنا بر زبان تاریخی خویش برای ما در هرکجا که باشیم جوابی خواهد داشت. فردریک بیزر استاد فلسفهٔ دانشگاه سیراکیوز، شاید هگل را مرده بداند اما بزرگترین گواه زنده بودن هگل در عصر معاصر است.