۰:۰۰
ایدئولوژیک شدن اندیشه ایرانشهری؛ دگردیسی مفهوم وطن در تاریخ‌نگاری ملی‌گرایانه

مهدی روزخوش

تاریخ‌نگاری سنتی ایرانی به رغم فراز و نشیب‌هایی که در ادوار مختلف از سر گذرانده بود، سازه‌های نظری نوعی از حافظه تاریخی را درباره ایده ایران و پیوستگی مردمانی که در ادوار مختلف در محدوده سرزمینی آن زندگی کرده بودند، در لابه‌لای خطوط اندیشیدن خود به ودیعه گذاشته بود. مورخان ایرانی بالاخص پس از فروپاشی خلافت عباسی و در زمان حکومت ایلخانان و تیموریان در نوشته‌های خود بارها به نام ایران و ترکیبات مختلف آن اشاره کرده و در مواردی حتی مرزهای آن را هم به صورت دقیق مشخص کرده بودند. در «تاریخ جهانگشای جوینی» عطاملک جوینی (۶۸۱-۶۲۳ قمری) و «جامع التواریخ» و «تاریخ مبارک غازانی» رشیدالدین فضل‌الله همدانی (۶۹۶-۶۴۸ قمری) به کرات، نام ایران ذکر شده و تعبیر «کشور ایران» هم در چند نوبت توسط همدانی به کار رفته است. چندی بعد حمدالله مستوفی (۷۵۰-۶۸۰ قمری) در ادامه تلاش‌های اسلاف خود، به تألیف کتاب «نزهه القلوب» پرداخت و در آن حدود جغرافیایی ایران را هم به تفصیل طی بیست فصل تشریح کرد (اشرف، ۱۳۹۵: ۱۳۴-۱۳۰).

نظر کاربران