استاد دانشپژوه در مورد کتابشناسی و تهیه فهرست نسخههای خطی، اصرار عجیبی داشت. جلسهای نبود که درباره کتاب شناسی و فواید و اهمیت آن سخن نراند و تذکراتی ندهد. میگفت ما از اروپاییان و با اعراب چه کم داریم. تمدن اسلامی چهار زبان دارد نه یک زبان و آن هم زبان عربی، فارسی، اردو، ترکی، و زبان عربی برای شناخت تمدن اسلامی ضروری است. بر این باور بود کتاب شناسیهای موجود در زبان عربی، اردو و ترکی باید بررسی و به فارسی ترجمه شود تا از محتویات آن با خبر شویم. در مورد تربیت کارشناس متخصص در امور کتاب، خاصه برای کتابهای خطی و سنگی همواره اصرار داشت و این را از وظایف فرهنگستان میدانست و عقیده داشت که فرهنگستان باید همت کند و کتابهای سنگی و خطی را در گوشه و کنار مملکت پراکنده است شناسایی و فهرستنویسی نماید و لازمه این کار را در تربیت فهرستنگاران متخصص میدانست. بر این اعتقاد بود: «اول باید بدانیم که در مملکت ایران چه داریم و بعد برویم بر سر تحقیق، به هر موضوعی که بپردازیم مدرک نداریم. مدرکها را نمیدانیم کجاست. باید شناسایی کنیم. اگر فرهنگستان، این بخش را تقویت کند کاری کارستان کرده است. بنده هم اگر حالی داشته باشم میآیم و کمک میکنم. اگر من درد فهرستنویسی دارم برای این است که که میخواهم جوانان ما بدانند که برما چه گذشته و چه ذخائر علمی داشتهایم و در چه درجه علمی بودهایم. زیرا منابع علمی مملکت پراکنده است. خیلی چیزهاست که ما دنبالش هستیم. ولی نمیدانیم کجاست. در شیراز، در اصفهان، در یزد، در تبریز... در کتابخانه مجلس بیاغراق بیست هزار نسخه خطی است که هنوز فهرستنویسی نشده است. کتابخانه سلطنتی سابق هم نسخههای خطی مزبور به طبعیات قدیم و ریاضیات دارد که هنوز تعدادی از آنها فهرستنویسی نشده است.»
محمود فاضلی
استاد دانشپژوه در مورد کتابشناسی و تهیه فهرست نسخههای خطی، اصرار عجیبی داشت. جلسهای نبود که درباره کتاب شناسی و فواید و اهمیت آن سخن نراند و تذکراتی ندهد. میگفت ما از اروپاییان و با اعراب چه کم داریم. تمدن اسلامی چهار زبان دارد نه یک زبان و آن هم زبان عربی، فارسی، اردو، ترکی، و زبان عربی برای شناخت تمدن اسلامی ضروری است. بر این باور بود کتاب شناسیهای موجود در زبان عربی، اردو و ترکی باید بررسی و به فارسی ترجمه شود تا از محتویات آن با خبر شویم. در مورد تربیت کارشناس متخصص در امور کتاب، خاصه برای کتابهای خطی و سنگی همواره اصرار داشت و این را از وظایف فرهنگستان میدانست و عقیده داشت که فرهنگستان باید همت کند و کتابهای سنگی و خطی را در گوشه و کنار مملکت پراکنده است شناسایی و فهرستنویسی نماید و لازمه این کار را در تربیت فهرستنگاران متخصص میدانست. بر این اعتقاد بود: «اول باید بدانیم که در مملکت ایران چه داریم و بعد برویم بر سر تحقیق، به هر موضوعی که بپردازیم مدرک نداریم. مدرکها را نمیدانیم کجاست. باید شناسایی کنیم. اگر فرهنگستان، این بخش را تقویت کند کاری کارستان کرده است. بنده هم اگر حالی داشته باشم میآیم و کمک میکنم. اگر من درد فهرستنویسی دارم برای این است که که میخواهم جوانان ما بدانند که برما چه گذشته و چه ذخائر علمی داشتهایم و در چه درجه علمی بودهایم. زیرا منابع علمی مملکت پراکنده است. خیلی چیزهاست که ما دنبالش هستیم. ولی نمیدانیم کجاست. در شیراز، در اصفهان، در یزد، در تبریز... در کتابخانه مجلس بیاغراق بیست هزار نسخه خطی است که هنوز فهرستنویسی نشده است. کتابخانه سلطنتی سابق هم نسخههای خطی مزبور به طبعیات قدیم و ریاضیات دارد که هنوز تعدادی از آنها فهرستنویسی نشده است.»