۱۵:۱۴
برخورد فلسفه و ایدئولوژی؛ درباره وضع احمد فردید در سپهر روشنفکری معاصر ایران

حامد زارع

احمد فردید اهل فلسفه بود، اما میراثی که از خود برای جای گذاشت، بیش از آنکه به درد فلاسفه بخورد، مورد توجه روشنفکران اهل ایدئولوژی قرار گرفت. او یک فیلسوف بود و اگر چه در مقام دقت در تاریخ فرهنگی ایران فیلسوف ممتازی نبود، اما موقعیتی استثنائی از بابت توجه به تجدد و طرح پرسش فلسفی از تاریخ جدید ایران پیدا کرد. موقعیتی که نه تنها ارزش فلسفی آن شناخته نشد، بلکه تبدیل به فرصتی برای بهره‌برداری ایدئولوژیک شد. سرنوشت احمد فردید این بود که در نقطه‌ی عطف فلسفه و ایدئولوژی در تاریخ اندیشه ایران معاصر قرار بگیرد. او یکی از تاثیرگذارترین متفکران ایرانی در صد سال اخیر است که بر طیفی متنوع از اندیشمندان و روشنفکران ایرانی در دهه‌های چهل و پنجاه خورشیدی و به عبارتی در اوج گذار تاریخی ما اثرگذاشته است. به همین سبب می‌توان فردید را آئینه‌ای دانست که بازتاب دهنده‌ی شخصیت و فردیت اندیشمندان ایرانی در پنج دهه‌ی گذشته است. همین مرکزیت فردید باعث شده تا هم ستایش نصیب او شود و هم دشنام. هم او را فیلسوف بنامند و هم از او به عنوان شارلاتان یاد کنند. اگر چه از نظر عده‌ای فردید توانست مسبب ارتقاء گفتمان معرفت‌شناختی در ایران به گفتمان وجود شناختی باشد، اما از نظر برخی دیگر او نمادی از طغیان روشنفکری جهان سومی برای بازگشت به خود بود و جز این «فکر فردید من‌حیث‌المجموع فایده چندانی نداشت و جنبه‌های منفی تاثیرش در جامعه‌ی ما بیشتر از جنبه های مثبت آن بود.» (پورجوادی، 1381، ص 12) احمد فردید در نقد متافیزیک، توجه دادن به نیست‌انگاری و نقد منطق ارسطویی همان راه پست‌مدرنیستی مارتین هایدگر را در ایران می‌پیماید و در این راه از نقد بنیادین فیلسوفان غربی نمی‌هراسد.

نظر کاربران