۱۱:۴۱
«ایدئالیسم» ماکیاولی؛ شرحی بر فصل ششم کتاب شهریار

شروین مقیمی

شهریار ماکیاولی به طور کلی به عنوان اثری شناخته می‌شود که نمودگار رئالیسم در سیاست است. رئالیسم ماکیاولی در این معنا در زمره‌ی مضامینی است که علی‌الظاهر اکثر قریب به اتفاق شارحان و دانشوران بر سر آن توافق نظر دارند. رئالیسم ماکیاولی به طور مشخص با رجوع به فصل پانزدهم شهریار وضوح پیدا می‌کند؛ یعنی جایی که ماکیاولی به شهریار پیشنهاد می‌کند که برای در امان‌ماندن از خطر اضمحلال، می‌بایست «قابلیت خوب‌نبودن را بیاموزد». استفاده‌ی ماکیاولی از کلمه‌ی «خوب» در اینجا، ناظر بر آن چیزی است که پیشتر نزد فیلسوفان سیاسی کلاسیک با «امر شریف و زیبا» برابر انگاشته می‌شد. اما ماکیاولی کمی قبل از آنکه به این اصل اشاره کند، از این امر پرده بر می‌دارد که قصد او در این کتاب، «نوشتن چیزی سودمند برای هر کسی است که آن را می‌فهمد». بدین ترتیب ماکیاولی کوشش اسلاف خویش در اینهمان‌ نشان‌دادن «امر خوب/سودمند» با «امر شریف و زیبا» را ذیل خیال‌پردازی‌های آنان در باب جمهوری‌ها و شهریاری‌ها رده‌بندی کرده و تصریح به تمایز ریشه‌ای میان آنها را مصداق بیان «حقیقت موثر» اعلام می‌دارد.

نظر کاربران