اهمیت هانری کربن برای بحث درباب نسبت هرمنوتیک فلسفی و حهان اسلام دستکم به سه دلیل میتواند برجسته شود. اولا کربن نخستین اندیشمندی است که در بستر اندیشه شیعی ایرانی، به کاربست اگاهانه هرمنوتیک فلسفی در فهم و تفسیر متون و همچنین نگارش تاریخ فکری ایران پرداخته است. او با سنت هرمنوتیک فلسفی هایدگر و پدیدارشناسی آلمانی ارتباط دست اول داشت و از این طریق کوشید تا از سنت پدیدارشناسی، ابزاری روشی برای فهم و تفسیر میراث فکری اسلامی - ایرانی بهرهبرداری کند. ثانیا در اسلوب کربن هرمنوتیک فلسفی صرفا از نظریههای غربی منتقل نشده است و او برای کاربست و تطبیق آن بر سنت ایرانی-اسلامی، میان هرمنوتیک (فلسفی و الهیاتی) و درونمایههایی از میراث فکری ایرانی- اسلامی هماهنگ و سازگار شده و محصول سنتز و ترکیبی از این دو است و نه صرفا کاربست یکی بر دیگری. ثالثا اسلوب کربن به تدریج به شیوهای فراگیر یا دستکم یکی از مهمترین رهیافتهای فهم فلسفه اسلامی بدل گشته است. نه تنها در میان روشنفکران برجسته ایرانی نظیر حسین نصر و داریوش شایگان، بلکه درمیان طیف گستردهای از نسل جدید عالمان سنتی و مذهبی در ایران به عنوان اسلوب مختار پذیرفته شده است. هم چینن درمیان بخشی از اندیشمندان اروپایی به ویژه در فرانسه و ایتالیا. این شیوه فهم و تحلیل متون رفته رفته به یک سنت مهم و تاثیرگذار در جهان اسلام بدل شده است.
احمد بستانی
اهمیت هانری کربن برای بحث درباب نسبت هرمنوتیک فلسفی و حهان اسلام دستکم به سه دلیل میتواند برجسته شود. اولا کربن نخستین اندیشمندی است که در بستر اندیشه شیعی ایرانی، به کاربست اگاهانه هرمنوتیک فلسفی در فهم و تفسیر متون و همچنین نگارش تاریخ فکری ایران پرداخته است. او با سنت هرمنوتیک فلسفی هایدگر و پدیدارشناسی آلمانی ارتباط دست اول داشت و از این طریق کوشید تا از سنت پدیدارشناسی، ابزاری روشی برای فهم و تفسیر میراث فکری اسلامی - ایرانی بهرهبرداری کند. ثانیا در اسلوب کربن هرمنوتیک فلسفی صرفا از نظریههای غربی منتقل نشده است و او برای کاربست و تطبیق آن بر سنت ایرانی-اسلامی، میان هرمنوتیک (فلسفی و الهیاتی) و درونمایههایی از میراث فکری ایرانی- اسلامی هماهنگ و سازگار شده و محصول سنتز و ترکیبی از این دو است و نه صرفا کاربست یکی بر دیگری. ثالثا اسلوب کربن به تدریج به شیوهای فراگیر یا دستکم یکی از مهمترین رهیافتهای فهم فلسفه اسلامی بدل گشته است. نه تنها در میان روشنفکران برجسته ایرانی نظیر حسین نصر و داریوش شایگان، بلکه درمیان طیف گستردهای از نسل جدید عالمان سنتی و مذهبی در ایران به عنوان اسلوب مختار پذیرفته شده است. هم چینن درمیان بخشی از اندیشمندان اروپایی به ویژه در فرانسه و ایتالیا. این شیوه فهم و تحلیل متون رفته رفته به یک سنت مهم و تاثیرگذار در جهان اسلام بدل شده است.