پانزده خرداد رضا داوری اردکانی هشتاد و هشت ساله شد. سیاستنامه به همین مناسبت از رئیس فرهنگستان علوم درخواست کرد تا به چند سؤال مکتوب نشریه جواب بدهد. پس از چند بار نامهنگاری متن مکتوب مصاحبه نهایی شد. نتیجه کار از آنچه میاندیشیدیم جذابتر و پراهمیتتر شد. داوری اردکانی اگر نه سخنان تازه، بلکه عمیقتر و صریحتری به میان آورد. این پاراگراف از مصاحبه را در مقدمه مصاحبه میآوریم تا شما را به خواندن متن اصلی ترغیب کرده باشیم: «وقتی من دفترهای درباره علم و درباره غرب را نوشتم آن نوشتهها نه فقط در نظر گروههایی که میپنداشتند عظمت و اهمیت علم و تجدد را انکار کردهام بلکه در نزد اهل انقلاب هم جایی پیدا نکرد و اصلاً مورد اعتنا قرار نگرفت و نمیدانم چرا مخالفان و مدعیان مطالب آن را به گروه قدرت در جمهوری اسلامی منسوب کردند و حتی آن را رهآموز مخالفت با غرب و دشمنی با آن قلمداد کردند و من که به کلی بیارتباط با مراکز قدرت در جستجوی راهی میان مسجد و میخانه بودم تنها ماندم. قدرت و حکومت به هیچ وجه نظر مخالف و حتی انتقادی نسبت به علم نداشت و در این مباحث وارد نمیشد بلکه در عمل به علم و تکنولوژی توجه خاص داشت تا آنجا که خطرناکترین تکنولوژی حق مردم دانسته شد. در چنین وضعی من در تنهایی خود علمستیز و غربستیز و دشمن آزادی و مدافع خشونت و استبداد شدم. وقتی میگفتم حکومت اسلامی حکومت حق و عدل و آزادی است میگفتند دارد کار حکومت را توجیه میکند میگفتم کار حکومت باید بر وفق حق و عدل و رعایت آزادی باشد، آن را به این صورت تفسیر میکردند که حکومت موجود هرچه بکند حق و عدل است.
سوال و جواب پیرامون هشتاد و هشت سال زندگی و هفتاد سال خواندن و نوشتن
پانزده خرداد رضا داوری اردکانی هشتاد و هشت ساله شد. سیاستنامه به همین مناسبت از رئیس فرهنگستان علوم درخواست کرد تا به چند سؤال مکتوب نشریه جواب بدهد. پس از چند بار نامهنگاری متن مکتوب مصاحبه نهایی شد. نتیجه کار از آنچه میاندیشیدیم جذابتر و پراهمیتتر شد. داوری اردکانی اگر نه سخنان تازه، بلکه عمیقتر و صریحتری به میان آورد. این پاراگراف از مصاحبه را در مقدمه مصاحبه میآوریم تا شما را به خواندن متن اصلی ترغیب کرده باشیم: «وقتی من دفترهای درباره علم و درباره غرب را نوشتم آن نوشتهها نه فقط در نظر گروههایی که میپنداشتند عظمت و اهمیت علم و تجدد را انکار کردهام بلکه در نزد اهل انقلاب هم جایی پیدا نکرد و اصلاً مورد اعتنا قرار نگرفت و نمیدانم چرا مخالفان و مدعیان مطالب آن را به گروه قدرت در جمهوری اسلامی منسوب کردند و حتی آن را رهآموز مخالفت با غرب و دشمنی با آن قلمداد کردند و من که به کلی بیارتباط با مراکز قدرت در جستجوی راهی میان مسجد و میخانه بودم تنها ماندم. قدرت و حکومت به هیچ وجه نظر مخالف و حتی انتقادی نسبت به علم نداشت و در این مباحث وارد نمیشد بلکه در عمل به علم و تکنولوژی توجه خاص داشت تا آنجا که خطرناکترین تکنولوژی حق مردم دانسته شد. در چنین وضعی من در تنهایی خود علمستیز و غربستیز و دشمن آزادی و مدافع خشونت و استبداد شدم. وقتی میگفتم حکومت اسلامی حکومت حق و عدل و آزادی است میگفتند دارد کار حکومت را توجیه میکند میگفتم کار حکومت باید بر وفق حق و عدل و رعایت آزادی باشد، آن را به این صورت تفسیر میکردند که حکومت موجود هرچه بکند حق و عدل است.