۱۰:۳۲
خودآگاهِ وضعِ بی‌تاریخِ ما؛ چگونه رضا داوری از حریم فلسفه و تفکر دفاع کرده است؟

بیژن عبدالکریمی

مخاطبان اصلی این نوشته در وهله نخست نه دوست‌داران و علاقه‌مندان به داوری و آثار و اندیشه‌های وی، بلکه آن بخش از روشنفکران، دانشگاهیان و حوزویون ما هستند که از نگاهی مثبت و احترام‌آمیز به او برخوردار نیستند. در اینجا، نام داوری را به ‌هیچ صفتی متصف نساخته‌ام، نه خدای ناکرده به‌خاطر عدم حس احترام یا تحت تأثیر فرهنگ مدرن، به‌خصوص پسامدرن، در راستای نفی هر گونه سلسله مراتب؛ بلکه کاملاً آگاهانه و خودآگاهانه، صرفاً بر اساس فهمی که از رابطه زبان و پدیدار دارم، تا ازاین طریق در خواننده‌ای که مخاطب این نوشته است این احساس شکل نگیرد که در لسان این نوشتار نیز زبان و کاربرد صفت‌ها، خود را به پدیدار تحمیل می‌کنند و اجازه خودآشکاری پدیدار را از پدیدار سلب می‌نمایند. همواره در بیانم در صدد بوده‌ام که بر خلاف زبان‌های تئولوژیک و ایدئولوژیک، خود پدیدار بر زبان پیشی گیرد. این سخن نه به این معناست که می‌توان بیرون از زبان اندیشید، بلکه مرادم تنها مهار زدن بر افسار زبان گران‌بار از ارزش است تا خواننده هوشیار متن را از این شائبه به‌دور بداند که در صدد است با کاربرد زبانی ارزشی، پدیدار را تحریف سازد و ارزشی برای پدیدار قائل شود که خود پدیدار فاقد آن است. اهل تفکر درخواهند یافت که ارزش و مقامی که لابه‌لای این سطور از طریق تلاش برای خودآشکاری پدیدار‌ـ‌ در اینجا اندیشه‌های داوری‌ــ صورت می‌گیرد بسیار بیش از آنی است که در زبان ظاهر خود را نمایان می‌سازد.

نظر کاربران