۱۰:۱۸
اسب تروای امت اسلامیِ اردوغان

مَروا مزيد و جِیک سوتیریادیس/ ترجمه مهدی صادقی

قطعا تعداد نوشته‌هایی که می‌گویند ترکیهِ امروز از غرب‌محوری خود دور شده کم نیستند. برخی از کسانی که قائل به این استدلال‌اند، این دوری را نتیجه‌ افزایش روابط ترکیه و چین می‌دانند. هرچند ترکیه خود سیاستی موسوم به «آسیا از نو» را آغاز کرده است، اما تمرکز بیش از اندازه بر این نشانه و دیگر «نشانه‌های دوری ترکیه از غرب» باعث شده حواس‌ها از پیامدهای آشکار اقدام‌های ماجراجویانه این کشور در خاورمیانه، شمال آفریقا و مدیترانه شرقی پرت بشود. سیاست خارجی ترکیه که به نحوی فزاینده رو به بی‌قیدی می‌رود، کاملا مشهود است؛ از مسلح کردن پناهجویان برای اخاذی از اتحادیه اروپا گرفته تا صادرات نیروهای جهادیِ مزدور برای جنگ در لیبی. این‌ها اقداماتی نیست که از قدرت منطقه‌ای مسئولیت‌پذیری سر بزند، خصوصا که عضوی کلیدی از اتحاد نانو هم باشد. به طور کلی، منطقأ ‌باید نتیجه گرفت که این اقدامات «غیرعقلانی» هستند، چراکه جایگاه ترکیه را هم در منطقه و هم در جهان تضعیف می‌کنند. اما اگر این تحرکات را به مثابه پیامدهای ایدئولوژی‌ای تفسیر کنیم که مصالح عقلانی آن کشور را تحت شعاع قرار داده، چرایی و علت اصلی آ‌ن‌ها واضح‌تر خواهد شد. برخلاف دیگر مدل‌های ایدئولوژیک اسلامی، نوعثمانی‌گرایی ترکیه بر احیای «ترکیه‌ای بزرگ» متمرکز است. این مدلِ کلاسیک-تمدنی قصد دارد تا میراث امپراتوری عثمانی را با توسل به قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی تجدید کند.

نظر کاربران