اگر فردید را فیلسوف راهساز جریان روشنفکری در دهههای چهل و پنجاه خورشیدی بنامیم، جلال آلاحمد نویسندهی راهنمای این جریان بود. هر چقدر فردید گمنام و ناآشنا است، آلاحمد مشهور و پرطرفدار بود. هر چه فردید نمینوشت و به سخن گفتن بسنده میکرد، آلاحمد همهی گفتههای خود را مکتوب میکرد. اصولا نحوه نگارش آلاحمد تفاوتی با نحوه تکلم او نداشت و به همین دلیل «غربزدگی» او را بیش از آنکه بتوان یک کتاب نامید، یک مجلس سخنرانی پرهیاهو و مشحون از فرضیات تمثیلی است. برخی ها از این اثر به عنوان «تصنیف» (ر.ک: آدمیت، 1360) یاد میکنند و برخی دیگر از آن به عنوان «منشور» (ر.ک: زیباکلام، 1386) یاد میکنند. چرا که «او به ارزشیابی سامانمند نهادها، معرفت و یا هنجارهای سنتی نمیپردازد و در تحلیلهای خود غالبا مباحث تاریخی را وارد مجادلات سیاسی میکند و به ندرت از این فراتر میرود.» (قیصری، 1383، ص 156) اما از بد حادثه، کتابی که ساختار مدون پژوهشی ندارد و استدلالهای خود را تبیین نمیکند، به مدد درخشش های ذوقی و ادراکات اثبات نشده نویسندهاش، آنچنان شهرت یافت که تبدیل به تقدیر کاذب جریان روشنفکری معاصر ایران شد.
حامد زارع
اگر فردید را فیلسوف راهساز جریان روشنفکری در دهههای چهل و پنجاه خورشیدی بنامیم، جلال آلاحمد نویسندهی راهنمای این جریان بود. هر چقدر فردید گمنام و ناآشنا است، آلاحمد مشهور و پرطرفدار بود. هر چه فردید نمینوشت و به سخن گفتن بسنده میکرد، آلاحمد همهی گفتههای خود را مکتوب میکرد. اصولا نحوه نگارش آلاحمد تفاوتی با نحوه تکلم او نداشت و به همین دلیل «غربزدگی» او را بیش از آنکه بتوان یک کتاب نامید، یک مجلس سخنرانی پرهیاهو و مشحون از فرضیات تمثیلی است. برخی ها از این اثر به عنوان «تصنیف» (ر.ک: آدمیت، 1360) یاد میکنند و برخی دیگر از آن به عنوان «منشور» (ر.ک: زیباکلام، 1386) یاد میکنند. چرا که «او به ارزشیابی سامانمند نهادها، معرفت و یا هنجارهای سنتی نمیپردازد و در تحلیلهای خود غالبا مباحث تاریخی را وارد مجادلات سیاسی میکند و به ندرت از این فراتر میرود.» (قیصری، 1383، ص 156) اما از بد حادثه، کتابی که ساختار مدون پژوهشی ندارد و استدلالهای خود را تبیین نمیکند، به مدد درخشش های ذوقی و ادراکات اثبات نشده نویسندهاش، آنچنان شهرت یافت که تبدیل به تقدیر کاذب جریان روشنفکری معاصر ایران شد.