آقای دکتر سروش در سخنرانی اخیر خود اسلام را فاقد بعد محبت و عشق به خدا قلم میبرد و میگوید این بعد را صوفیان بعدها به اسلام دادند. یعنی مقوله حبّ و عشق الهی را این تصوف، و به ویژه تصوف خراسانی بود که به اسلام داد و اسلام را واجد این عنصر کرد. سروش سابقه این مسئله را به ابوسعید ابوالخیر میرساند و معتقد است اوج و نهایت این جنبه در مولوی بلخی تجلی پیدا کرده. معلوم است آقای دکتر سروش جوانب مختلف این موضوع را بررسی نکردهاند. اینجا چند نکته را در چند شماره متذکر میشوم.
حسن انصاری
آقای دکتر سروش در سخنرانی اخیر خود اسلام را فاقد بعد محبت و عشق به خدا قلم میبرد و میگوید این بعد را صوفیان بعدها به اسلام دادند. یعنی مقوله حبّ و عشق الهی را این تصوف، و به ویژه تصوف خراسانی بود که به اسلام داد و اسلام را واجد این عنصر کرد. سروش سابقه این مسئله را به ابوسعید ابوالخیر میرساند و معتقد است اوج و نهایت این جنبه در مولوی بلخی تجلی پیدا کرده. معلوم است آقای دکتر سروش جوانب مختلف این موضوع را بررسی نکردهاند. اینجا چند نکته را در چند شماره متذکر میشوم.