من چندین خاطره از استاد دکتر سید حسین نصر دارم که همه آنها با انجمن حکمت و فلسفه گره خورده است. هر چند آغاز آشنایی من با دکتر نصر در دانشگاه تهران بود. در سال 1351 دانشجوی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بودم. در آن روزها بریده جراید توسط گروههای فعال دانشجویی و انجمنهای اسلامی بر روی تابلو اعلانات نصب میشد. یک روز در بین این خبرها، خبر کوتاهی را خواندم به این مضمون که انجمن شاهنشاهی اسب تاسیس شده است. دقیقا به خاطر دارم که چند روز بعد یادداشت کوتاهی از دکتر سیدحسین نصر، که در آن زمان رئیس دانشکدة ادبیات هم بود، در روزنامه اطلاعات منتشر شد که آن هم در قسمت بریده جراید تابلو اعلانات دانشکده ادبیات نصب شد. مضمون یادداشت طعنهآمیز دکتر نصر به این قرار بود: خدا را شکر که کشوری که فلسفهاش هنوز انجمنی ندارد، حداقل اسباش صاحب انجمن است.
شهین اعوانی
من چندین خاطره از استاد دکتر سید حسین نصر دارم که همه آنها با انجمن حکمت و فلسفه گره خورده است. هر چند آغاز آشنایی من با دکتر نصر در دانشگاه تهران بود. در سال 1351 دانشجوی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بودم. در آن روزها بریده جراید توسط گروههای فعال دانشجویی و انجمنهای اسلامی بر روی تابلو اعلانات نصب میشد. یک روز در بین این خبرها، خبر کوتاهی را خواندم به این مضمون که انجمن شاهنشاهی اسب تاسیس شده است. دقیقا به خاطر دارم که چند روز بعد یادداشت کوتاهی از دکتر سیدحسین نصر، که در آن زمان رئیس دانشکدة ادبیات هم بود، در روزنامه اطلاعات منتشر شد که آن هم در قسمت بریده جراید تابلو اعلانات دانشکده ادبیات نصب شد. مضمون یادداشت طعنهآمیز دکتر نصر به این قرار بود: خدا را شکر که کشوری که فلسفهاش هنوز انجمنی ندارد، حداقل اسباش صاحب انجمن است.