میان گنجینه نسخ خطی کتابخانه ملی ایران، با شماره ۹۰۱ ف نسخهای خطی و منحصر در ۹۶ برگ با عنوان کامل طغیان ارامنه: مبدأ و مقصود آن، وجود دارد که پدیدآورندهاش در برگ پایانی آن آورده است: «ترجمه خانهزاد جاننثار، محمدعلی ابن ذکاءالملک». این رساله بدون تاریخ، در هفت فصل، عمدتاً بر اساس روزنامههای انگلیسی و همچنین برخی سفرنامهها و در مواردی، مشاهدات نویسندهاش، به بررسی مسئله ارمنی میپردازد. با این حال، در بررسی تاریخی عمده اتفاقات اشاره شده در آن میتوان حدس زد که رساله در سالهای پایانی قرن نوزدهم و به احتمال در سال ۱۸۹۴ و یا ۱۸۹۵م تدوین شده باشد. بررسی محتوای رساله، فرصت دیگری میطلبد؛ اما به صورت خلاصه این که از منظر رساله طغیان ارامنه، منشأ مسئله ارمنی، کاملاً خارجی و خاصه انگلیسی است و علاوه بر آن، مجموعه اقدامات ارامنه را در عثمانی باید در چارچوب رشد فزاینده جنبش آنارشیسم در اروپای قرن نوزدهم فهم نمود. بررسی این هر دو ادعا، خود یادداشت دیگری را میطلبد که در آن، مجال طرح فرضیات قدرتمند رقیب نیز وجود داشته باشد. اما آن چه این قلم را به نوشتن یادداشت حاضر واداشت، نخست، چاپ نسخه تصحیح شده رساله طغیان ارامنه در ارومیه و سپس یادداشت دیگری است که در همین موضوع، در شماره نوروزی ماهنامه قلمیاران منتشر شده است. نوشتار حاضر به رفع ایرادات موجود در معرفی رساله طغیان ارامنه در دو نوشتار مزبور اختصاص یافته است. البته، تلاش خواهد شد که برای نخستین بار، اطلاعاتی صحیح و قابل استناد در باب این ترجمه فروغی ارائه شود.
محسن نیکبین
میان گنجینه نسخ خطی کتابخانه ملی ایران، با شماره ۹۰۱ ف نسخهای خطی و منحصر در ۹۶ برگ با عنوان کامل طغیان ارامنه: مبدأ و مقصود آن، وجود دارد که پدیدآورندهاش در برگ پایانی آن آورده است: «ترجمه خانهزاد جاننثار، محمدعلی ابن ذکاءالملک». این رساله بدون تاریخ، در هفت فصل، عمدتاً بر اساس روزنامههای انگلیسی و همچنین برخی سفرنامهها و در مواردی، مشاهدات نویسندهاش، به بررسی مسئله ارمنی میپردازد. با این حال، در بررسی تاریخی عمده اتفاقات اشاره شده در آن میتوان حدس زد که رساله در سالهای پایانی قرن نوزدهم و به احتمال در سال ۱۸۹۴ و یا ۱۸۹۵م تدوین شده باشد. بررسی محتوای رساله، فرصت دیگری میطلبد؛ اما به صورت خلاصه این که از منظر رساله طغیان ارامنه، منشأ مسئله ارمنی، کاملاً خارجی و خاصه انگلیسی است و علاوه بر آن، مجموعه اقدامات ارامنه را در عثمانی باید در چارچوب رشد فزاینده جنبش آنارشیسم در اروپای قرن نوزدهم فهم نمود. بررسی این هر دو ادعا، خود یادداشت دیگری را میطلبد که در آن، مجال طرح فرضیات قدرتمند رقیب نیز وجود داشته باشد. اما آن چه این قلم را به نوشتن یادداشت حاضر واداشت، نخست، چاپ نسخه تصحیح شده رساله طغیان ارامنه در ارومیه و سپس یادداشت دیگری است که در همین موضوع، در شماره نوروزی ماهنامه قلمیاران منتشر شده است. نوشتار حاضر به رفع ایرادات موجود در معرفی رساله طغیان ارامنه در دو نوشتار مزبور اختصاص یافته است. البته، تلاش خواهد شد که برای نخستین بار، اطلاعاتی صحیح و قابل استناد در باب این ترجمه فروغی ارائه شود.