آنچه که از اندیشه طباطبایی برای من خیلی تاثیرگذار بود نسبت سطح فکر فلسفی یا سیاسی در ایران با سطح جهانی بود. تا قبل از آن به دلیل فضای ایدئولوژیکی که داشتیم فکر میکردیم در اوج قله فکر تاریخ حرکت میکنیم و هیچ کس آن را ندارد. فکر میکردیم کسی میتواند آزادی، عدالت و عرفان را یک جا برای عرضه داشته باشد. بعد از خواندن کتاب دکتر طباطبایی احساس کردم که از قله یک کوه به قعر یک دره افتادم. آنجا این حس پدید آمد آنچه ما میپنداشتیم، توهم بوده و اساسا انباشت فکر و اندیشه در سطوح مختلف به ویژه سطح فلسفی نداریم. از سوی دیگر به این نتیجه رسیدم که تاریخ اندیشیده شده هم نداریم. همواره این مساله را گفتهام که به لحاظ شخصی احساس میکنم که آقای طباطبایی من را از یک دگماتیسم بیدار کرد. اما این تاثیر مستقیمی روی بحث ملت-دولت برای من نداشت. تا اینکه ایشان وارد مباحث اندیشه ایرانشهری شد. بحث ایشان البته سوءتفاهماتی را ایجاد کرده است.
احمد زیدآبادی
آنچه که از اندیشه طباطبایی برای من خیلی تاثیرگذار بود نسبت سطح فکر فلسفی یا سیاسی در ایران با سطح جهانی بود. تا قبل از آن به دلیل فضای ایدئولوژیکی که داشتیم فکر میکردیم در اوج قله فکر تاریخ حرکت میکنیم و هیچ کس آن را ندارد. فکر میکردیم کسی میتواند آزادی، عدالت و عرفان را یک جا برای عرضه داشته باشد. بعد از خواندن کتاب دکتر طباطبایی احساس کردم که از قله یک کوه به قعر یک دره افتادم. آنجا این حس پدید آمد آنچه ما میپنداشتیم، توهم بوده و اساسا انباشت فکر و اندیشه در سطوح مختلف به ویژه سطح فلسفی نداریم. از سوی دیگر به این نتیجه رسیدم که تاریخ اندیشیده شده هم نداریم. همواره این مساله را گفتهام که به لحاظ شخصی احساس میکنم که آقای طباطبایی من را از یک دگماتیسم بیدار کرد. اما این تاثیر مستقیمی روی بحث ملت-دولت برای من نداشت. تا اینکه ایشان وارد مباحث اندیشه ایرانشهری شد. بحث ایشان البته سوءتفاهماتی را ایجاد کرده است.