۱۳:۴۸
روشنفکری و ناخودآگاهی؛ چرا روشنفکران ایرانی بحران‌آفرین شدند؟

حامد زارع

اگر این گذاره‌ی فلسفی را بپذیریم که «هر تاریخی با تفکر آغاز می‌شود.» (داوری اردکانی، 1387، ص 180)، لاجرم ناچاریم برای فهم بهتر اندیشه‌ها، تاریخ آنها را مورد تامل و تدقیق قرار دهیم. تاریخ اندیشه به مثابه نقطه اوج تاریخ، سهمی اساسی در خودآگاهی تاریخی بر عهده دارد. در واقع «تاریخ اندیشه، تاریخ بشری است که به کمال کشف خود رسیده است؛ یعنی ضمن آگاهی از خود و تاریخ خویش، در مرتبه‌ای بالاتر و والاتر به خودآگاهی نائل شده است. از سوی دیگر اندیشه‌ها تجلی‌گاه امكان تاریخی به شمار می‌آیند.» (آبادیان، 1388، ص 22) به نظر می‌رسد که نگرش به تاریخ به عنوان دانشی که شرایط امكانی وقوع رویدادها را مورد تامل قرار می‌دهد، در آثار و آراء روشنفکران ایرانی نادیده گرفته شده است. به عبارت دیگر روشنفکری در ایران معاصر نتوانسته سهمی در پرداختن به تاریخ اندیشه و عناصر مهم آن داشته باشد. به همین دلیل هم نتوانسته به خودآگاهی تاریخی برسد و مسئولیت فکری و معرفتی خویش را به نحوی صحیح انجام دهد. لازم به ذکر است عدم درک اهمیت تاریخ اندیشه و عناصر حیاتی آن در ایران، سبب بحران‌های معرفتی متعددی در دهه‌های گذشته، نظیر آنچه از آن با عنوان آشفتگی مفاهیم می‌توان نام برد، شده است.

نظر کاربران