اندیشه، حاصل مواجهه اندیشمندان یک جامعه با دشوارههایی اجتماعی است. دشوارههای اساسی در یک جامعه، آنگاه که به پرسش تبدیل شوند؛ بستر تغییر و تحول را هموار میسازند. چرا که پرسشهای بنیادین در یک جامعه، محمل تأملات فکری قرار میگیرند. سپس در فرآیندی سگالشی (دیالکتیکی) نظریه یا ایدهای به گفتمان غالب تبدیل و جامعه را راهبری میکند. ایدههای ذهنی به میزانی که در میان تودهها جا باز میکنند؛ بستر تغییر و تحول را مهیا میسازند. جوامعی که اندیشمندانش، دشوارههای اجتماعی و سیاسی را تبدیل به پرسش میکنند و از چشمانداز آن به تفکر میپردازند؛ ناگزیر از تغییر هستند. تغییر به مثابه گسست از گذشته و نوزایی به بنیان نیست؛ بلکه هر تغییری که به ریشههای فکری و فرهنگی متصل باشد، نهادینگی ترقی و توسعه را در خود به ارمغان میآورد. از اینرو در بررسی آراء و اندیشههای مطرح در هر جامعهای، باید به ریشهها و تبار فکری آنها توجه نمود.
محمد عثمانی
اندیشه، حاصل مواجهه اندیشمندان یک جامعه با دشوارههایی اجتماعی است. دشوارههای اساسی در یک جامعه، آنگاه که به پرسش تبدیل شوند؛ بستر تغییر و تحول را هموار میسازند. چرا که پرسشهای بنیادین در یک جامعه، محمل تأملات فکری قرار میگیرند. سپس در فرآیندی سگالشی (دیالکتیکی) نظریه یا ایدهای به گفتمان غالب تبدیل و جامعه را راهبری میکند. ایدههای ذهنی به میزانی که در میان تودهها جا باز میکنند؛ بستر تغییر و تحول را مهیا میسازند. جوامعی که اندیشمندانش، دشوارههای اجتماعی و سیاسی را تبدیل به پرسش میکنند و از چشمانداز آن به تفکر میپردازند؛ ناگزیر از تغییر هستند. تغییر به مثابه گسست از گذشته و نوزایی به بنیان نیست؛ بلکه هر تغییری که به ریشههای فکری و فرهنگی متصل باشد، نهادینگی ترقی و توسعه را در خود به ارمغان میآورد. از اینرو در بررسی آراء و اندیشههای مطرح در هر جامعهای، باید به ریشهها و تبار فکری آنها توجه نمود.