۱۳:۴۴
گذار از مذهب ارسطویی به مذهب ذاتی؛ نگاهی به سیر معرفت‌شناسی در اندیشه‌ فلسفی محمدباقر صدر

حسن لاهوتیان

صدر در آغاز، از طرفداران رویکرد معرفتی ارسطو بود و حتی کتاب «فلسفتنا» را نیز براساس آن مبانی، که مورد قبول مشهور فلاسفه است، نگاشت. اما بعد از مدتی دچار تردید شد و شروع به بازنگری در آنها کرد. نقطۀ آغاز این تردید آنجا بود که ارسطو، یقینیات را منحصر در «بدیهیات» و «نتیجۀ قیاس برهانی» میدانست و معتقد بود تمامی معرفتهای بشری از راه برهان بدست میآید. اما دو اشکال اساسی نسبت به این روش معرفتی وجود داشت. اشکال نخست، مربوط به برهان است. برخلاف تصور ارسطو، قیاس برهانی هیچگاه نمیتواند مولّدِ علم جدیدی باشد بلکه تنها آنچه را که معلوم است، تفصیل میدهد! زیرا این قیاس میخواهد از مقدماتی یقینی، معرفتی نو بدست آورد در حالیکه این اتفاق هیچگاه نمیافتد، چون علم به نتیجه، همیشه در درون «علم به مقدمه (کبری)» وجود دارد و تنها کاری که برهان میکند آن است که این علم را که اجمالاً در دلِ کبری نهفته است، به تفصیل در میآورد و انسان را ملتفت آن میکند. برهان تنها به ما کمک میکند تا به آنچه میدانیم التفات و توجه پیدا کنیم (صدر، 1394، 60). اما اشکال دوم که شهید صدر آن را عامل اصلی عدول از نظریۀ ارسطو معرفی میکند، اشکالی است که اخباریون شیعه، در مقابل اصولیین مطرح کردهاند: «چرا روش ارسطویی که مدعیِ صیانت فکر از خطاست و طی سالیان متمادی در علوم عقلی جریان داشت، و به آن عمل می شد، هیچ گاه نتوانست برطرف کنندۀ اختلافات باشد و حتی با وجود آن، اختلافات بیشتر نیز شده است؟!» (شاهرودی، 1433، 4: 126-130).

نظر کاربران