۱۱:۵۱
جدال نظم قدیم و جدید؛ تأملي در فرجام انقلاب مشروطه ایران

علی اشرف نظری

مهم ترین مانع فکری که از ابتدا سنگ بنای مشروطیت بر آن نهاده شد، فقدان تأمل در بنیادهای نظری مدرنیته و ارائه نگرشی ساده انگارانه – ایدئولوژیک از آن بود که مبتنی بر تجدد سیاسی بود. چنین محدودیتی متضمن عدم درک صحیحی از میراث هویتی خود/ دیگری و چگونگی جمع نسبت میان آن دو، عدم ابتناء مبانی فکری بر شالوده های محکم نقادی و بازاندیشی، دفاع ساده انگارانه از هویت متجددانه، سیاست زدگی، و ظهور نگرش های گفتمانی – ایدئولوژیک متعارض و بعضاً غیرقابل توافقی بود که زمینه را برای قطبی شدن جامعه فراهم آورد. بنابراین به واسطه فقدان نوعی تأمل بنیادین جهت نزدیک نمودن دو گفتمان هویتی سنتی / مدرن، نوعی ناهم زمانی و ناموزونی فرهنگی بروز یافت که پیامد آن اغتشاش در معنا، عدم تدقیق خواسته ها، سیال بودن مرزهای هویتی، فرصت طلبی سیاسی، و بروز ناهنجاری هایی فرهنگی بود که از آن به «اسکیزوفرنی فرهنگی» تعبیر می شود. «تقلیل دادن، شبیه ساختن، فشرده کردن یک گفتمان در دیگری، مسخ و تحریف دو گفتمان هویتی مدرن/ ایرانی به واسطه یک ناآگاهی دوسویه (هم از خود و هم از دیگری) بود که چیزی جز یک هویت دوگانه ناموزون را به ارمغان نیاورد» (تاجیک، 1383: 159-158).

نظر کاربران