در مصاحبه تلاش شده است تا با پایبندی بر اصول کتاب روششناسی ماکس وبر، ترجمه حسن چاووشیان به این امر دست یابیم که علوم انسانی را آیا میتوان تکه جدا شدهای از معرفت بشری خواند، یا آنطور که وبر خواهان بیان است، معارف بشری کجفهمی بیش نیست و یک معرفت واحد است که، همچون بازوانی تنومند تمامی علوم را در آغوش گرفته است. در امروزه که علوم انسانی بر تباهی کشیده شده و هویت خود را به عنوان گفتمانی عقیدتی فدای پایداریاش در چنبره سیاستهای دروغزده و ایدئولوژیک کرده است، و روشنفکرنماهای فراوانی در تلاشند تا نمایان سازند میشود با رونوشتهای ساده و همهفهم، درکی ژرف از علوم انسانی کسب کرد، نیاز دیدیم، تا با پرداخت بر وبر، و شناخت عقاید او، بر این درک را دست یابیم که حقیقتاً رسالت روششناسی علوم، تفاوتها و شباهتهای آنان چیست. باید گفت، اعتقادات، کنشی بازگشتی است و در تاریخ معنا میشود، و جز پرداخت بر تاریخ، شناخت نسبی عقاید آن زمانه، پاسخی برای برخی از سوالاتی که با آن برخورد کردهایم، که برآمده از هویت زمانمند ما است، نمیتوانیم دست یابیم، پس چه بسا جهان مدرنی که ما را در خود بلعیده است؛ و اقتصاد چون حاکمی برتر فرهنگ را ملعبه دست ساخته، ریشهها و نشانههایی دارد که باید در اندیشه پدران آن، که بر حکم تاریخ و نمود شرایط بر چنین اعتقاداتی دست یافتهاند، بازشناخته شود.
مصاحبه با حسن چاووشیان در باب کتاب روششناسی ماکس وبر
در مصاحبه تلاش شده است تا با پایبندی بر اصول کتاب روششناسی ماکس وبر، ترجمه حسن چاووشیان به این امر دست یابیم که علوم انسانی را آیا میتوان تکه جدا شدهای از معرفت بشری خواند، یا آنطور که وبر خواهان بیان است، معارف بشری کجفهمی بیش نیست و یک معرفت واحد است که، همچون بازوانی تنومند تمامی علوم را در آغوش گرفته است. در امروزه که علوم انسانی بر تباهی کشیده شده و هویت خود را به عنوان گفتمانی عقیدتی فدای پایداریاش در چنبره سیاستهای دروغزده و ایدئولوژیک کرده است، و روشنفکرنماهای فراوانی در تلاشند تا نمایان سازند میشود با رونوشتهای ساده و همهفهم، درکی ژرف از علوم انسانی کسب کرد، نیاز دیدیم، تا با پرداخت بر وبر، و شناخت عقاید او، بر این درک را دست یابیم که حقیقتاً رسالت روششناسی علوم، تفاوتها و شباهتهای آنان چیست. باید گفت، اعتقادات، کنشی بازگشتی است و در تاریخ معنا میشود، و جز پرداخت بر تاریخ، شناخت نسبی عقاید آن زمانه، پاسخی برای برخی از سوالاتی که با آن برخورد کردهایم، که برآمده از هویت زمانمند ما است، نمیتوانیم دست یابیم، پس چه بسا جهان مدرنی که ما را در خود بلعیده است؛ و اقتصاد چون حاکمی برتر فرهنگ را ملعبه دست ساخته، ریشهها و نشانههایی دارد که باید در اندیشه پدران آن، که بر حکم تاریخ و نمود شرایط بر چنین اعتقاداتی دست یافتهاند، بازشناخته شود.