مقصود مجال حاضر بررسی جهتگیری علی شریعتی نسبت به تشیع است. در این مقالهی کوتاه در صدد توضیح و تبیین نوع مواجههی علی شریعتی با تشیع برمیآییم و خواهیم گفت که از نظرگاه نگارنده این نوع مواجهه واجد چه خصلتها و پیامدهایی بوده است. نگارنده بر آن است که تفکیک و تمایز میان ایرانیت و اسلامیت در سپهر فرهنگی ایران، امری نوین است و قدمت آن محدود میشود به عصر ناصری. در این دوره در پی کارهای شرقشناسانی چون گوبینو و روشنفکرانی چون آخوندزاده، همچنین کشف آثار باستانی و ارائه خوانش ناسیونالیستی از آنها نطفههای این دوگانه بسته شد. البته صرف نام بردن از شرقشناسنان و روشنفکری دوره ناصری برای تبیین چرایی جدا شدن این دو حیطه بسنده نیست بلکه منطق پیچیدهتری در آن نهفته است که تفصیل آن از عهده نگارنده در این مجال خارج است.
مهدی صادقی
مقصود مجال حاضر بررسی جهتگیری علی شریعتی نسبت به تشیع است. در این مقالهی کوتاه در صدد توضیح و تبیین نوع مواجههی علی شریعتی با تشیع برمیآییم و خواهیم گفت که از نظرگاه نگارنده این نوع مواجهه واجد چه خصلتها و پیامدهایی بوده است. نگارنده بر آن است که تفکیک و تمایز میان ایرانیت و اسلامیت در سپهر فرهنگی ایران، امری نوین است و قدمت آن محدود میشود به عصر ناصری. در این دوره در پی کارهای شرقشناسانی چون گوبینو و روشنفکرانی چون آخوندزاده، همچنین کشف آثار باستانی و ارائه خوانش ناسیونالیستی از آنها نطفههای این دوگانه بسته شد. البته صرف نام بردن از شرقشناسنان و روشنفکری دوره ناصری برای تبیین چرایی جدا شدن این دو حیطه بسنده نیست بلکه منطق پیچیدهتری در آن نهفته است که تفصیل آن از عهده نگارنده در این مجال خارج است.