اکثریت شاهان دادگر کسانی هستند که در واقع پیش از رسیدن به سلطنت، آزمونهای سخت و دشواری را از سر گذرانده و لیاقت و شایستگی خود را در عمل نشان دادهاند و در واقع برای امر سلطنت برگزیده شدهاند و این مطلب درباره شاهان بیدادگر، ضعیف و ناموفق برعکس است. اکثریت این دسته از شاهان کسانیاند که در ناز و نعمت دربار پرورده شده و بیهیچ دردسری، سلطنت را از پدر به ارث برده و تخت را تصاحب کردهاند، به این ترتیب شاهنامه در یک منطق قابل فهم و روشن، از سلطنت غیرموروثی حمایت میکند. در دوران اول که هنوز نظام دودمانی تثبیت نشده، کیومرث و هوشنگ و طهمورث که دادگرند، ادعایی در مورد دودمان و اصل و نسب ندارند، زیرا چنین به نظر میآید که کیومرث، نخستین آفریده، نخستین آدم و نخستین شاه است و شاید به تعبیری که برخی از نویسندگان کردهاند واژه شاه حتی کنایهای باشد از آغاز فرمانروایی انسان بر جهان.
محمدابراهیم انصاریلاری
اکثریت شاهان دادگر کسانی هستند که در واقع پیش از رسیدن به سلطنت، آزمونهای سخت و دشواری را از سر گذرانده و لیاقت و شایستگی خود را در عمل نشان دادهاند و در واقع برای امر سلطنت برگزیده شدهاند و این مطلب درباره شاهان بیدادگر، ضعیف و ناموفق برعکس است. اکثریت این دسته از شاهان کسانیاند که در ناز و نعمت دربار پرورده شده و بیهیچ دردسری، سلطنت را از پدر به ارث برده و تخت را تصاحب کردهاند، به این ترتیب شاهنامه در یک منطق قابل فهم و روشن، از سلطنت غیرموروثی حمایت میکند. در دوران اول که هنوز نظام دودمانی تثبیت نشده، کیومرث و هوشنگ و طهمورث که دادگرند، ادعایی در مورد دودمان و اصل و نسب ندارند، زیرا چنین به نظر میآید که کیومرث، نخستین آفریده، نخستین آدم و نخستین شاه است و شاید به تعبیری که برخی از نویسندگان کردهاند واژه شاه حتی کنایهای باشد از آغاز فرمانروایی انسان بر جهان.