مرحوم آقای حائری ناقد هانری کوربن و رويکرد او در تفسير فلسفه اسلامی و تاريخنگاری او از اين فلسفه است. کوربن نه يک شرقشناس به معنای سنتی آن بود و نه در فلسفه يونانی که فلسفه اسلامی از آن ريشه میگيرد اطلاع و تخصصی داشت. او در فلسفههای جديد غربی هم پايگاه مهمی ندارد. آدمی بود علاقمند به سنتهای شرقی و از سر اتفاق با آثار سهروردی آشنایی يافت. در فرانسه هم با لوئی ماسينيون ارتباط داشت که اساسا نوشته های او در خصوص اسلامشناسی بيشتر معطوف به تصوف قديم بغدادی است و با محوريت حلاج. ماسينيون تاريخنگار تصوف بود منتهی بر شيوه استنادها و تحليلهايش از میراث حلاجی انتقادهای زيادی شده است. علامه قزوينی که در پاريس از نزديک او را میشناخت به درستی از او و نحوه استنباطش از منابع انتقاد کرده است. بسياری از تحليلهای ماسينيون از منابع مرتبط با حلاج ايراد اساسی دارد و مطابق با نص صريح منابع نيست و تحليلها جای إن قلتهای زيادی دارد. کوربن بنابراين از طريق سنت کهن شرقشناسی با منابع و تاريخ اسلام و تفکرات دينی و فقهی و کلامی آشنایی نداشت. هر ايرادی بر سنتهای شرقشناسی وارد باشد در اين نمیتوان ترديد کرد که آنها در فيلولوژی و بحثهای متنشناسی و نسخهشناسی زحمات زيادی کشيدهاند.
پاسخهای حسن انصاری به پرسشهای سیاستنامه درباره مهدی حائری یزدی
مرحوم آقای حائری ناقد هانری کوربن و رويکرد او در تفسير فلسفه اسلامی و تاريخنگاری او از اين فلسفه است. کوربن نه يک شرقشناس به معنای سنتی آن بود و نه در فلسفه يونانی که فلسفه اسلامی از آن ريشه میگيرد اطلاع و تخصصی داشت. او در فلسفههای جديد غربی هم پايگاه مهمی ندارد. آدمی بود علاقمند به سنتهای شرقی و از سر اتفاق با آثار سهروردی آشنایی يافت. در فرانسه هم با لوئی ماسينيون ارتباط داشت که اساسا نوشته های او در خصوص اسلامشناسی بيشتر معطوف به تصوف قديم بغدادی است و با محوريت حلاج. ماسينيون تاريخنگار تصوف بود منتهی بر شيوه استنادها و تحليلهايش از میراث حلاجی انتقادهای زيادی شده است. علامه قزوينی که در پاريس از نزديک او را میشناخت به درستی از او و نحوه استنباطش از منابع انتقاد کرده است. بسياری از تحليلهای ماسينيون از منابع مرتبط با حلاج ايراد اساسی دارد و مطابق با نص صريح منابع نيست و تحليلها جای إن قلتهای زيادی دارد. کوربن بنابراين از طريق سنت کهن شرقشناسی با منابع و تاريخ اسلام و تفکرات دينی و فقهی و کلامی آشنایی نداشت. هر ايرادی بر سنتهای شرقشناسی وارد باشد در اين نمیتوان ترديد کرد که آنها در فيلولوژی و بحثهای متنشناسی و نسخهشناسی زحمات زيادی کشيدهاند.