در زندان بود که آموختههای حنیف به هم پیوست و شخصیت او را به عنوان یک چریک مسلمان تثبیت کرد. این آموختهها همان مبانی فکری و دینی و سیاسیای است که ما از آن به «نوباطنیگری» یاد میکنیم. اگر فرض کنیم که «باطنیگری» ایدئولوژی دینی یا سیاسی نهضت فداییان اسماعیلی در قرون وسطی (سده سوم هجری قمری) است به گمان ما سازمان مجاهدین خلق احیاگران باطنیگری در سده نوین هجری هستند. باطنیگری محمد حنیفنژاد در درجه اول بر نصگرایی استوار بود. نهضتی که به نام «بازگشت به قرآن» در قرون جدید شناخته میشود و به عنوان نوعی تفسیر مسیحی – پروتستانی از اسلام شیعه و از سلفیگری در جزیره العرب (نهضت وهابیت) شروع شد و به ایران جدید رسید. حلقه اتصال این تفکر با محمد حنیفنژاد همانطور که گفتیم حاج یوسف شعار بود. لطفالله میثمی میگوید: «آن زمان اصلاً قرآن خواندن رسم نبود. در تبریز شخصی به نام حاج یوسف شعار که بعدها به تهران آمد جلساتی برگزار میکرد که حنیفنژاد هم به آنجا میرفت. این حاج یوسف به وهابی بودن معروف بود و میگفت که هر چه قرآن میگوید درست است و روایات برایش کمرنگ بود. به همین خاطر به او وهابی میگفتند. من هم یک بار به جلسات او در خیابان شاهپور تهران رفتم. یک بار هم که به منزل آقای جعفری تبریزی رفته بودم در آنجا دیدم که آقای شعار با ایشان بحث میکرد بعد که آقای شعار رفت آقای جعفری گفتند که ایشان خیلی به لغت توجه دارد و به تعقل توجه نمیکند. به هر حال حنیفنژاد قرآن خواندن را از جلسات شعار الهام گرفته بود.» (۷:۱۲۹)
محمد قوچانی
در زندان بود که آموختههای حنیف به هم پیوست و شخصیت او را به عنوان یک چریک مسلمان تثبیت کرد. این آموختهها همان مبانی فکری و دینی و سیاسیای است که ما از آن به «نوباطنیگری» یاد میکنیم. اگر فرض کنیم که «باطنیگری» ایدئولوژی دینی یا سیاسی نهضت فداییان اسماعیلی در قرون وسطی (سده سوم هجری قمری) است به گمان ما سازمان مجاهدین خلق احیاگران باطنیگری در سده نوین هجری هستند. باطنیگری محمد حنیفنژاد در درجه اول بر نصگرایی استوار بود. نهضتی که به نام «بازگشت به قرآن» در قرون جدید شناخته میشود و به عنوان نوعی تفسیر مسیحی – پروتستانی از اسلام شیعه و از سلفیگری در جزیره العرب (نهضت وهابیت) شروع شد و به ایران جدید رسید. حلقه اتصال این تفکر با محمد حنیفنژاد همانطور که گفتیم حاج یوسف شعار بود. لطفالله میثمی میگوید: «آن زمان اصلاً قرآن خواندن رسم نبود. در تبریز شخصی به نام حاج یوسف شعار که بعدها به تهران آمد جلساتی برگزار میکرد که حنیفنژاد هم به آنجا میرفت. این حاج یوسف به وهابی بودن معروف بود و میگفت که هر چه قرآن میگوید درست است و روایات برایش کمرنگ بود. به همین خاطر به او وهابی میگفتند. من هم یک بار به جلسات او در خیابان شاهپور تهران رفتم. یک بار هم که به منزل آقای جعفری تبریزی رفته بودم در آنجا دیدم که آقای شعار با ایشان بحث میکرد بعد که آقای شعار رفت آقای جعفری گفتند که ایشان خیلی به لغت توجه دارد و به تعقل توجه نمیکند. به هر حال حنیفنژاد قرآن خواندن را از جلسات شعار الهام گرفته بود.» (۷:۱۲۹)