نحوه مطلوب توزیع قدرت و شکل ساختاری حاکمیت در رابطه با آنچه حکومتمندی بر جامعه یا مردم خوانده میشود از آن دست مباحث تخصصی و مشترک در حوزه علوم سیاسی و جامعهشناسی سیاسی است که پرونده آن همچنان در تاریخ معاصر ایران گشوده مانده و بحثهای مفصل چندوقت اخیر درمورد فدرالیسم و مزایا و مضرات آن نیزخارج از این قاعده نیست. این مسئله دلیلی شد تا در خصوص مفهوم فدرالیسم و رابطه و نسبت آن با تاریخ ایران دریک میزگرد به پای سخنان آقایان صادق زیبا کلام و شروین وکیلی بنیشینیم. از دکتر زیبا کلام به عنوان مدافع و از دکتر وکیلی به عنوان منتقد بحث فدرالیسم دعوت کردیم تا در این میزگرد حضور داشته باشند. در یک طرف میز یک استاد علوم سیاسی با مواضع خاص نسبت به این مسئله و در سوی دیگر یک جامعهشناس که بیشتر با آثار خود درباره تاریخ ایران شناخته میشود و دراین میزگرد هم به صراحت از روش جامعه شناسی تاریخی خود در تحلیل مسائل ایران سخن میگوید. هرچند که آقای دکتر زیباکلام به عنوان موافق طرح فدرالیسم رو به روی آقای وکیلی نشستند، اما در درنهایت نه از فدرالیسم که از ضرورت وجود یک دموکراسی موثر برای حضور تمام اقوام و اقلیتهای ایرانی درعرصه قدرت حمایت کردند. دو طرف این میزگرد، که دراکثر مواقع به نوعی از مناظره تبدیل شد، اجرائی بودن یا نبودن طرح فدرالیسم را بیشتر به مفهوم هویت گره زدند و طرح مباحثی مانند فدراتیو شدن یک کشور را منوط به تعریف هویتی ساکنین آن سرزمین از خود و چگونگی روابط بین گروهبندیهای مختلف اجتماعی و قومی در درون یک جغرافیای سرزمینی مشخص دانستند. دست آخر این میزگرد به ما یادآوری میکند که شاید همچنان یکی از مهمترین مدخل های قابل تامل و بحث برای ما سرفصل هویت باشد؛ مفهومی که هیچگاه اندیشهورزی درباره آن تمام نمیشود؛ مسئلهای آنچنان مهم که متفکری مانند فرانسیس فوکویاما را واداشت تا در آخرین کتاب خود «هویت» به آن برگردد و از دشواریهای مجدد بازگشت آن در دوره معاصر پرده بردارد.
بررسی نسبت ایران و فدرالیسم با حضور صادق زیباکلام و شروین وکیلی
نحوه مطلوب توزیع قدرت و شکل ساختاری حاکمیت در رابطه با آنچه حکومتمندی بر جامعه یا مردم خوانده میشود از آن دست مباحث تخصصی و مشترک در حوزه علوم سیاسی و جامعهشناسی سیاسی است که پرونده آن همچنان در تاریخ معاصر ایران گشوده مانده و بحثهای مفصل چندوقت اخیر درمورد فدرالیسم و مزایا و مضرات آن نیزخارج از این قاعده نیست. این مسئله دلیلی شد تا در خصوص مفهوم فدرالیسم و رابطه و نسبت آن با تاریخ ایران دریک میزگرد به پای سخنان آقایان صادق زیبا کلام و شروین وکیلی بنیشینیم. از دکتر زیبا کلام به عنوان مدافع و از دکتر وکیلی به عنوان منتقد بحث فدرالیسم دعوت کردیم تا در این میزگرد حضور داشته باشند. در یک طرف میز یک استاد علوم سیاسی با مواضع خاص نسبت به این مسئله و در سوی دیگر یک جامعهشناس که بیشتر با آثار خود درباره تاریخ ایران شناخته میشود و دراین میزگرد هم به صراحت از روش جامعه شناسی تاریخی خود در تحلیل مسائل ایران سخن میگوید. هرچند که آقای دکتر زیباکلام به عنوان موافق طرح فدرالیسم رو به روی آقای وکیلی نشستند، اما در درنهایت نه از فدرالیسم که از ضرورت وجود یک دموکراسی موثر برای حضور تمام اقوام و اقلیتهای ایرانی درعرصه قدرت حمایت کردند. دو طرف این میزگرد، که دراکثر مواقع به نوعی از مناظره تبدیل شد، اجرائی بودن یا نبودن طرح فدرالیسم را بیشتر به مفهوم هویت گره زدند و طرح مباحثی مانند فدراتیو شدن یک کشور را منوط به تعریف هویتی ساکنین آن سرزمین از خود و چگونگی روابط بین گروهبندیهای مختلف اجتماعی و قومی در درون یک جغرافیای سرزمینی مشخص دانستند. دست آخر این میزگرد به ما یادآوری میکند که شاید همچنان یکی از مهمترین مدخل های قابل تامل و بحث برای ما سرفصل هویت باشد؛ مفهومی که هیچگاه اندیشهورزی درباره آن تمام نمیشود؛ مسئلهای آنچنان مهم که متفکری مانند فرانسیس فوکویاما را واداشت تا در آخرین کتاب خود «هویت» به آن برگردد و از دشواریهای مجدد بازگشت آن در دوره معاصر پرده بردارد.